ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ١٧٩ - چوبههاى قمار كه در جاهليت وجود داشت ده تا بود
بفروشد و كسى كه زكات ندهد و كسى كه امكان حجّ داشته باشد و حج نكند و بميرد.
چوبههاى قمار كه در جاهليت وجود داشت ده تا بود
٥٧- ابان بن تغلب از امام باقر ٧ نقل مىكند كه آن حضرت در باره سخن خداوند:
«بر شما مردار و خون و گوشت خوك و ... حرام شده است.»[١] فرمود: مردار و خون و گوشت خوك معلوم است و اما «گوسفندى كه بدون ذكر نام خدا سر بريده شده» منظور قربانى بتهاست، و اما «منخنقه» اين بود كه مجوسىها حيوانات ذبح شده را نمىخوردند بلكه مردار مىخوردند و آنها گاو و گوسفند را خفه مىكردند و چون خفه مىشد و مىمرد، مىخوردند، و «متردّيه» اين بود كه چشمان حيوان را مىبستند و از بالاى بام به پايين مىانداختند و چون مىمرد آن را مىخوردند و «نطيحه» اين بود كه ميشها را با هم درگير مىكردند و چون يكى از آنها مىمرد مىخوردند، «و ما اكل السبع الّا ما ذكيتم» اين بود كه آنها حيوانى را كه گرگ و شير آن را كشته بود مىخوردند، كه خدا آن را حرام كرد «و ما ذبح على النصب» حيوانى بود كه براى آتشكدهها ذبح مىكردند و قريش درخت و صخره را پرستش مىكردند و براى آنها گوسفند ذبح مىكردند.
«و ان تستقسموا بالازلام» اين بود كه آنان شترهاى نحر شده را ده بخش مىكردند و دور آن جمع مىشدند و تيرها را بيرون مىآوردند و آنها را به يك نفر مىدادند و آن تيرها ده تا بود كه هفت تا از آنها سهم داشت و سه تا پوچ بود، نامهاى تيرهايى كه سهم داشت عبارت بود از: فذّ، توأم، مسبل، نافس، حلس، رقيب و معلّى. «فذّ» يك سهم و «توأم» دو سهم و «مسبل» سه سهم و «نافس» چهار سهم و «حلس» پنج سهم و «رقيب» شش سهم و «معلّى» هفت سهم. و تيرهايى كه سهم نداشتند عبارت بودند از: سفيح، منيح و وغد. قيمت شترها را كسى پرداخت مىكرد كه از اين تيرها سهمى بر او اصابت نمىكرد و اين همان قمار بود كه خداوند آن را حرام كرد.
[١] سوره مائده، آيه ٥.