ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٤٥ - استدلال على(ع) با اين ويژگىها بر مردم در روز شورا
خدا سوگند! نه. فرمود: شما را به خدا! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ در مورد او فرموده باشد: «هيچ مسلمانى نيست كه مهر من در دلش جاى گرفته باشد مگر اين كه خداوند گناهان او را بپوشاند و هر كه مهر من در دلش جاى گيرد بىترديد مهر تو نيز به دل او رسيده و دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد مرا دوست مىدارد ولى با تو دشمنى مىورزد.» گفتند: به خدا سوگند! نه. فرمود: شما را به خدا! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ در مورد او فرموده باشد: هر وقت كه من غايب باشم تو جانشين من در ميان خانواده، فرزندان، و مسلمانان هستى. دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست. و دوست تو دوست من و دوست من، دوست خداست.» گفتند: به خدا سوگند! نه. فرمود: شما را به خدا! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ در مورد او فرموده باشد: «كسى كه به تو مهر ورزد و ولايت تو را داشته باشد رحمت (الهى) او را از پيش فرا گيرد و هر كه با تو دشمنى ورزد و به ستيزه برخيزد لعنت (الهى) او را از پيش فرا گرفته است.» در اين هنگام عايشه گفت: اى پيامبر خدا! در مورد من و پدرم خدا را بخوان تا از كسانى كه با او دشمنى ورزيده و به ستيز برخيزد نباشيم. پيامبر خدا ٦ فرمود: ساكت باش! اگر تو و پدرت از كسانى باشيد كه ولايت او را پذيرفته و او را دوست مىدارند بىترديد رحمت الهى از پيش شما را فرا گرفته و اگر شما از كسانى باشيد كه با او دشمنى كرده و به ستيز برخيزيد، بىترديد لعنت الهى از پيش شما را فرا گرفته است، به طور حتم تو و پدرت در حالى در نزد من خواهيد آمد كه پدرت نخستين كسى است كه در حق او ستم نموده و تو نخستين كسى هستى كه با او جنگ نموده باشى.» گفتند: نه به خدا! فرمود:
شما را به خدا! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ در مورد او فرموده باشد آنچه كه در مورد من فرموده كه: «اى على! تو در دنيا و آخرت برادر من و من برادر تو هستم، خانه تو در بهشت همان گونه كه برادران رو به روى هم مىنشينند رو به روى خانه من است.» گفتند: نه به خدا! فرمود: شما را به خدا! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ در مورد او فرموده باشد:
«اى على! به راستى كه خداوند تو را به كارى مخصوص كرده و آن را به تو ارزانى داشته است كه هيچ عملى در پيشگاه خداوند از آن محبوبتر و برتر نيست و آن زهد در دنياست كه نه تو مىتوانى از دنيا چيزى بدست بياورى و نه دنيا مىتواند چيزى از تو بدست آورد. و همين ويژگى در روز رستاخيز در پيشگاه خداوند متعال زينت نيكان خواهد بود، پس خوشا به حال كسى كه به تو مهر ورزيده و تو را تصديق كند و واى بر كسى كه با تو دشمنى نموده و تو را تكذيب كند»؟ گفتند: نه به خدا! فرمود: شما را به خدا! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ٦ او را براى آوردن آب فرستاده باشد آنسان كه مرا فرستاد، من رفتم تا اين كه مشك آب را به پشت گرفته و به راه افتادم، پس بادى از پيش روى وزيد و مرا بازگردانيد تا اين كه بر زمين نشاند، آنگاه برخاستم باز بادى از رو به روى وزيد و مرا بازگردانده و بر زمين نشاند. سپس من برخاستم و به حضور پيامبر خدا ٦ شرفياب شدم. حضرتش به من فرمود: چرا دير كردى؟ من سرگذشت