ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٨٢ - فصل هفتم شرايط استجابت دعا از ديدگاه روايات
ندارم كه كف دستهايم را به سوى تو بگشايم، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پيشگاهت، كف دستهايم را رو به زمين قرار دادهام.
و شايد مراد از حركت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت «تضرّع» اين باشد كه گويى شخص تضرّعكننده به شيوه زن فرزند مرده در هنگام مصيبت بيمناك، دستانش را بر گردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ كردن آنها، گريسته و نوحه سرايى مىكند.
و شايد منظور از «تبتّل» و بالا و پايين بردن يك انگشت بر اساس معناى «تبتّل» در لغت كه «انقطاع و بريدن و گسستن» است، اين باشد كه گويا شخصى كه تبتّل مىكند مىخواهد بگويد: من تنها و تنها به سوى تو آمده و از همه بريدهام، زيرا تنها تو شايسته پرستش هستى، و با يك انگشت و نه با همه انگشتان، بر يگانگى و وحدانيّت خداوند سبحان اشاره مىنمايد. و اين مقام ارجمند و بزرگى است، لذا بنده نبايد آن را ادّعا كند، جز هنگامى كه اشك از چشمانش جارى گرديده، و بسان برده ذليل در پيشگاه حضرت حقّ ايستاده، و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذكر خواسته خويش، توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد.
و گويا مقصود از «ابتهال» و دراز كردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله، نوعى از اقسام بندگى و خاكسارى باشد.
و شايد منظور از «استكانت» و گذاشتن دستها بر شانهها، اين باشد كه گويا دعاكننده با اين حالت مىخواهد بگويد: من همانند برده جنايتكار- كه با حالت اسارت، و در حالى كه در بند است و او را به غلّ و زنجير بسته و به سوى مولايش مىبرند و در پيشگاهش قرار مىدهند- دستهايم را به گردنم بستهام.
٢- بجا آوردن مدح و ثناى خداوند- جلّ جلاله- پيش از درخواست حوايج.
در روايتى آمده است كه امام صادق ٧ فرمود: «هر گاه خواستيد حاجتى از خداوند بخواهيد، ابتدا مدح و ثناى پروردگار را بجا آوريد، زيرا هر كس حاجتى از پادشاهى بخواهد، ابتدا نيكوترين گفتارى را در توان دارد، آماده نموده و بيان مىكند، پس هر گاه خواستيد حاجتى از خدا بخواهيد، ابتدا خداوند را ستوده و