ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٤٠ - سبب تأليف كتاب
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى، فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ.[١]- و بىگمان به نشأة نخست آگاهى داشتيد، پس اى كاش كه متذكّر مىشديد! آگاهى يافتم، و خداوند خود مقصود خويش را از آفرينش من، به من شناسانيد، و از راه عقل و نقل از آنچه كه مورد رضاى اوست پرده برداشت.
از همه اين امور دريافتم كه خداوند- جلّ جلاله- در راهنمايى من به راه سعادتمندى- كه در اخلاص عبادت براى ذات او بدون تعلّق خاطر به درخواست و بخشش، و يا خوف كيفرش حاصل مىشود- بر من منّت نهاده است، و يقين كردم كه خداوند- جلّ جلاله- مالك زندگانى من بوده، و همواره نسبت به من از خويشتن سزاوار، و زيبنده آن است كه بزرگى جلال و عظمت و اقبال و توجّه او به من، مرا به خود مشغول سازد.
آيا مگر عقلها مىتوانند از اخلاص عبادت براى ذات خداوند، سرپيچى كنند، در حالى كه شناخت ذات و صفات خداوند و پيوسته ملازم ادب در حضور او بودن و عمل به اراده و مناجات با او، پيش از شناخت ثواب و عقاب حاصل مىشود؟! بنا بر اين، هر كس كه در اين امور بينديشد و نسبت به آنها معرفت داشته باشد، خداوند- جلّ جلاله- را از آن جهت كه شايسته عبادت است پرستش مىكند.
و نيز مگر كمال و جلال و عظمت حضرت حقّ، در نزد كسانى كه به حقّ پادشاهى و سرورى او اعتراف دارند، نيازمند بذل رشوه ثواب يا خوف از عقاب مىباشد؟! پاك و منزّه است آن خداوندگار اعظم و آن مقام والا از اينكه بندهاش در برابر دادن رشوه، به محبّت و قرب و بندگى او تمايل داشته باشد، بلكه بر بندگان واجب است كه تمام توان خويش را بكار زنند خداوند ايشان را پذيرفته، و اهليّت بندگى و عبادتش را به آنان ارزانى دارد.
از اين رو، عقلهاى سليم، همواره به امورى كه به جهت شناخت خداوند بدان موظّف هستند- مانند حقّ آفرينش و پرورش و هدايت- توجّه دارند، و شيفته حفظ
[١] واقعه( ٥٦): ٦٢.