ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٩٨ - دعاى امير المؤمنين
كلّ ما أتّقيه يا عظيم، حجزت الأعادى عنّى ببديع السّموات و الأرض. إنّا جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا، وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا، فَأَغْشَيْناهُمْ، فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ.»
[١]- خداوندا، شب نمودم در حالى كه به حرمت استوار و والاى تو كه مغلوب و دگرگون نمىگردد، چنگ زده و پناه بردم، از شرّ هر ستمگر و غاصب و هر رخداد از ناحيه تمام كسان و چيزهايى كه آفريدى، چه لب بسته و خاموش باشند [يعنى جمادات] و چه گويا باشند، از هر امر ترسناكى، با پوشيدن لباس كامل [استوار] ولايت و دوستى اهل بيت پيامبرت عليهم السّلام در حالى كه از هر كس كه قصد آزار مرا بكند در پناه ديوار استوار مخلصانه اعتراف كردن به حقّ آنان و چنگ زدن به ريسمانشان خود را پوشانده و حفظ مىنمايم، و يقين دارم كه مسلّما حقّ براى آنان و با آنان و در ايشان [و به واسطه آنهاست، هر كس را كه ايشان دوست دارند دوست دارم، و از هر كس كناره گرفتند، كناره مىگيرم، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و اى خدا، مرا به واسطه ايشان] از گزند امورى كه پرهيز دارم، در پناه خويش در آور، اى بزرگ. تمام دشمنانم را به وسيله خداوندى كه نو آفرين آسمانها و زمين است، از خود دور نمودم، براستى كه «ما از پيشاپيش و از پشت سر آنان سدّى قرار داديم، و در نتيجه روى آنان را پوشانيديم، لذا ايشان نمىبينند.» سپس تسبيح را بوسيده و بر چشمانش قرار داده و بگويد:
«اللّهمّ، إنّى أسألك بحقّ هذه التّربة و بحقّ صاحبها و بحقّ جدّه و [بحقّ] أبيه و بحقّ أمّه و [بحقّ] أخيه و بحقّ ولده الطّاهرين، اجعلها شفاء من كلّ داء، و أمانا من كلّ خوف، و حفظا من كلّ سوء.»
- خداوندا، به حقّ اين تربت و به حقّ صاحب آن و به حقّ جدّ و [به حقّ] پدر و به حقّ مادر و [به حقّ] برادر، و به حقّ فرزندان پاكيزهاش، از تو درخواست مىنمايم كه آن را مايه بهبودى از هر درد و بيمارى، و ايمنى از هر بيم، و محافظت از هر بدى قرار دهى.
سپس آن را در گريبان [يا: در جبين و دو طرف پيشانى] خود بگذارد. اگر اين كار را صبح انجام دهد تا شام پيوسته در امان خواهد بود، و اگر آن را شبانگاه انجام دهد تا صبح پيوسته در امان خدا خواهد بود.»
[١] يس( ٣٦): ٩.