ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٧٠ - اعمال بعد از سجده شكر و اتمام نماز
پيشگاه خداوند- جلّ جلاله- حاضر بودى، هنگام جدا شدن به اين نيّت جدا شو:
«براى امتثال امر خداوند- جلّ جلاله- در انجام اعمال شايستهاى كه او- جلّ جلاله- امر فرموده، از پيشگاه او برمىخيزم، در حالى كه مقصودم از اين بندگى خالصانه براى او- جلّ جلاله- است از آن جهت كه او زيبنده پرستش است».
١٦- همچنين بگو آنچه را كه روايت شده كه امام صادق ٧ به نقل از رسول خدا ٦ فرمود: وقتى نمازتان را خوانديد و از مسجد بيرون آمديد، بگوييد:
«اللّهمّ، دعوتنى فأجبت دعوتك، و صلّيت مكتوبتك، و انتشرت في أرضك كما أمرتنى، فأسألك من فضلك العمل بطاعتك، و اجتناب معصيتك، و الكفاف من الرّزق برحمتك.»
- خداوندا، مرا خواندى، دعوتت را اجابت نمودم، و نماز واجبت را خواندم، و چنان كه امر فرمودى بعد از خواندن آن روى زمين دنبال كار خود رفتم، پس از فضل تو، و به واسطه رحمتت از تو درخواست مىكنم، عمل كردن به طاعت و عبادتت، و اجتناب كردن از معصيتت، و روزى به اندازهاى كه مرا از مردم بىنياز كند.
همچنين شايسته است كه بنده بعد از خواندن نماز عصر و اظهار خاكسارى و ذلّت براى خدا و ياد او، هنگام جدا شدن از آن توجّه داشته باشد كه هرگز از خاكسارى بندگى خداوند و از اطّلاع و آگاهى و اشراف و احاطه علوم ربّانى او جدا نمىگردد، و نيز توجّه داشته باشد كه بعد از اين در هيچ حركت و سكونى كه با خداوند معامله مىكند آزاد و رها نيست، بلكه از او خواستهاند كه در تمام تصرّفات و كارهايش عابد خداوند- جلّ جلاله- باشد.
آوردهاند: يكى از اهل مراقبه همراه با دوست قديمى خود و عدّهاى در كشتىاى كه گندم حمل مىكرد نشسته بودند، و گندم از آن هيچ يك از اين دو نفر نبود، يكى از روى غفلت يك دانه گندم برداشت و خورد، دوستش به او نگاه كرد و گفت: اين چه كارى است؟ وى گفت: از نفس خويش غافل شدم. رفيقش به او گفت:
|
إمّا تقومون كذا، أو فاقعدوا |
ما كلّ من رام السّماء يصعد |
|
|
عن تعب أو ردّ ساق أوّلا |
و مسحت غرّة سبّاق [يا: سيّاف] يد |
|
|
لو شرّف الإنسان و هو وادع |
لقطع الصّمصام و هو مغمد |
|