ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٩٧ - دعا براى طول عمر
صادق ٧ رسيد و عرض كرد: اى آقاى من، سنّم زياد شده و بستگانم مردهاند و مىترسم كه مرگ مرا دريابد، و كسى را ندارم كه با او انس بگيرم و همنشين شوم.
حضرت فرمود: «از برادران مؤمنت هستند كسانى كه از لحاظ نسبى و سببى به تو نزديكترند، و انس تو به آنان از آنست به بستگانت بهتر است، با وجود اين بر تو باد كه اين دعا را بخوانى، و در تعقيب هر نماز واجب بگو:
«اللّهمّ، صلّ على محمّد و آل محمّد. اللّهمّ، إنّ الصّادق ٧ قال: إنّك قلت: ما تردّدت في شىء أنا فاعله كتردّدى في قبض روح عبدى المؤمن، يكره الموت و [أنا] أكره مساءته. اللّهمّ، صلّ على محمّد و آل محمّد، و عجّل لوليّك الفرج و العافية و النّصر، و لا تسوؤني في نفسى و لا في أحد من أحبّتى.»
- خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست. خدايا، براستى كه حضرت صادق ٧ فرمود كه تو فرمودهاى من در هيچ كارى بسان تردّد و دودلىاى كه در گرفتن روح بنده مؤمن دارم، دو دلى ندارم،[١] او از مرگ بدش مىآيد، و من از بدى رساندن به او بدم مىآيد. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و در فرج و تندرستى و پيروزى ولىّات تعجيل فرما، و به من و هيچ كدام از دوستانم بدى مرسان.
سپس فرمود: اگر خواستى دوستانت را يكايك نام مىبرى. يا به صورت جداگانه، و يا مجموعا، آن مرد مىگويد: به خدا سوگند، آن قدر زنده ماندم تا اينكه از زندگانى خسته و رنجور شدم.
ابو محمّد هارون بن موسى- رحمه اللَّه- نيز مىگويد: محمّد بن حسن بن شمون [يا: سمون] بصرى پيوسته اين دعا را مىخواند، و صد و بيست و هشت سال همراه با آسايش زندگانى كرد، تا اينكه از زندگانى خسته شد و اين دعا را ترك كرد و از دنيا رفت. خداوند رحمتش كند.
[١] شكّ و ترديد و دو دلى در ساحت ذات حضرت حقّ سبحانه راه ندارد، بلكه وقتى افعالى كه معمولا ناراحتكننده است و انسان در انجام آن دو دلى دارد، در خارج به وجود مىآيد، از پى در پى بودن اين افعال، دو دلى انتزاع و مسامحتا به خداوند نسبت داده مىشود.