ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢٦٢ - روايت منقول از امير المؤمنين
مىگويد
«اللَّه أكبر»
، در واقع مىگويد: خداوندى كه آفرينش از آن اوست، و امر به دست اوست، و مخلوقات به خواست او پديد آمدهاند، و همه چيز مخلوقات از اوست، و خلايق به سوى او رجوع مىكنند، اوست كه اوّل پيش از هر چيز و ازلى است، و آخر بعد از هر چيز و جاودانى، و آشكار فوق هر چيز است كه نمىتوان او را درك نمود، و باطن در هر چيز كه بىحدّ و مرز است، پس اوست پاينده و باقى، و هر چيز غير او فانى و نابود است.
معناى دوّم
«اللَّه أكبر»
اين است كه خداوند داناى كاردان و خبير، به هر چه كه پديد آمده و پديد مىآيد، پيش از به وجود آمدن آن آگاهى دارد.
معناى سوّم
«اللَّه أكبر»
اينكه: خداوند بر هر چيز قادر است، و بر هر چيز بخواهد تواناست، و به قدرت خويش نيرومند، و بر مخلوقات مقتدر است، و ذاتا قوىّ است، و قدرتش بر تمام اشيا قائم و استوار است، و هر گاه چيزى را به حتم اراده نمايد، تنها به آن مىگويد: موجود شو، و آن چيز بىدرنگ پديد مىآيد.
معناى چهارم
«اللَّه أكبر»
بر اساس معناى حلم و كرم خداوند است، يعنى:
خداوند آنچنان حليم و بردبار است كه گويى از گناه بنده آگاهى ندارد، و آنچنان عفو و گذشت مىكند كه گويى نمىبيند، و آنچنان گناهان بندگانش را مىپوشاند كه گويى گناه انجام ندادهاند، و از روى كرم و گذشت و بردبارى، در عقوبت شتاب نمىكند.
و وجه ديگر در معناى
«اللَّه أكبر»
اين است كه خداوند بخشنده و بسيار عطاكننده، و افعالش بزرگوارانه و با كرامت است.
رويكرد ديگر در معناى
«اللَّه أكبر»
اينكه در باره نفى كيفيّت و چگونگى داشتن خداوند است، گويى گوينده آن مىگويد: خداوند بزرگتر و منزّه از آن است كه توصيفكنندگان اندازه اوصافى را كه او بدان متّصف است درك كنند، و كسانى كه او را مىستانيد تنها به اندازه درك خويش مىستايند، نه به اندازه عظمت و جلالى كه او دارد. منزّه و بسيار بلند مرتبه است خداوند از اينكه ستايشكنندگان بتوانند او را آنچنان كه هست توصيف كنند.
وجه ديگر در معناى
«اللَّه أكبر»
اينكه گويى گوينده آن مىگويد: خداوند