ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٤٠ - استحباب تهيه كفن از لباس احرام
بسان ايجاد رابطه حسبى و سببى و به منظور توسّل جستن به رحمت خداوند مالك و مهربانتر و گرامىتر، آن دو را بر كعبه شريفه و اركان بلند مرتبه و استوار آن و بر حجر الاسود مكرّم گسترانيده و پهن كردم.
سپس وقتى به مدينة النبىّ ٦ رسيدم، باز به همان منظور و براى توسّل جستن به شفاعت سرور و جدّم كه بر تمام پيامبران مقدّم است و نيز براى آنكه توسّط آن بزرگوار و از ناحيه ايشان به نهايت آرزوى خويش برسم، باز پشت و روى آن دو را بر حجره مبارك محمّدى ٦ پهن كردم، سپس به سوى ائمّه اطهار عليهم السّلام كه در بقيع مدفونند رهسپار شدم، و باز به همان هدف و براى توسّل جهت سلامتى از روز بيمناك و رسواكننده قيامت چنين كردم.
و وقتى كه به مشهد مولايمان امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ رسيدم، بار ديگر آن را به همان هدف و براى اينكه به نهايت اميد خود از آن بزرگوار نايل گردم، پشت و روى آن دو را بر ضريح و قبر سيّد و سرور اوصياء، پدر نيكوكارم پهن كردم.
سپس در ايّام مصاحبت و زندگى در كربلاى معلّى نيز آن دو را به مشهد مولايمان امام حسين ٧ بردم و باز براى همان مقصود توسّل به حضرتش جهت رسيدن به آرزويم، پشت و روى آنها را بر ضريح و قبر آن بزرگوار پهن كردم، سپس در ضريح و قبر مبارك مولايمان امام كاظم، و مولايمان امام جواد، و در ضريح مولايمان امام هادى، و مولايمان امام حسن عسگرى، و در محلّ غيبت مولايمان امام مهدى- صلوات اللَّه جلّ جلاله عليهم أجمعين- نيز به همان منظور و براى توسّل جستن به شفاعت آن بزرگواران و خرسندى خداوندگار در روز جزا، چنين كردم.
بعد آن را به اندازه قطعههاى كفن بريده و آماده نمودم، و هم اكنون نيز در نزد من است، و بسيار به آن علاقهمندم و اميدوارم كه با آن به محضر مولاى بردبار مهربان نيكوكارم شرفياب، و در دار رضوان وارد شوم، تا اينكه خداوند- جلّ جلاله- خلعتهايى از محبّت و قرب و پذيرايىاش را به صورتى كه رحمت و جود او اقتضا دارد به اين بندهاش عطا فرمايد، و به آنچه كه هنگام وارد شدن و نيل به درگاه او