ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١١٢ - كيفيت وضو
- خدايا، بوى بهشت را بر من حرام منما، و مرا از كسانى قرار ده كه بو، نسيم، بوى خوش و عطر بهشت را مىبويند.
سپس صورت خويش را شست و فرمود:
«اللّهمّ، بيّض وجهى يوم تسودّ فيه الوجوه، [و لا تسوّد وجهى يوم تبيضّ فيه الوجوه].»
- خداوندا، روزى كه چهرهها در آن سياه مىگردد، روى مرا سپيد گردان، [و در روزى كه رويها سفيد مىگردد، مرا رو سياه مفرما].
آنگاه دست راست خويش را شست و فرمود:
«اللّهمّ، أعطنى كتابى بيمينى، و الخلد في الجنان بيسارى، و حاسبنى حسابا يسيرا.»
- خدايا، نامه عملم را به دست راستم بده، و جاودانگى در بهشتت را به دست چپم، و به صورت آسان از من حساب كشى فرما.
سپس دست چپ خود را شستشو داد و فرمود:
«اللّهمّ، لا تعطنى كتابى بشمالى [و لا من وراء ظهرى]، و لا تجعلها مغلولة إلى عنقى، و أعوذ بك من مقطّعات النّيران.»
- خداوندا، نامه عملم را به دست چپ [و از پشت سرم] به من مده، و آن را بسته بر گردنم قرار مده، و به تو پناه مىبرم از جامههاى بريده و مهيّا شده از آتش.
سپس سر خود را مسح نمود و فرمود:
«اللّهمّ، غشّنى برحمتك و بركاتك و عفوك [و عافيتك من البلوى.].»
- خدايا، مرا غرق در رحمت و بركات و عفو و گذشت [و ايمن از بلاى] خود بگردان.
پس از آن پاهاى خويش را مسح نمود و فرمود:
«اللّهمّ، ثبّتنى على الصّراط [المستقيم] يوم تزلّ فيه الأقدام، و اجعل سعيى فيما يرضيك عنّى.»
[١]- خداوندا، در روزى كه قدمها مىلغزند مرا بر صراط [مستقيم] ثابت و استوار گردان، و سعى و كوششم را در چيزى قرار ده كه موجب خرسندى تو از من گردد.
سپس حضرت سرشان را بلند كرد و به محمّد نگاه نمود و فرمود: اى محمّد،
[١] در برخى از نسخههاى كتاب به جاى« ثبّتنى» لفظ« ثبّت قدمىّ» آمده است.