ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٤٨٣ - شب بيدارى و حالات امير المؤمنين
دوست بدارد، هيچ كس را بر محبّت او مقدّم نخواهد داشت، و هر كس در راه خشنودى خدا دشمن بدارد، خيرى به دشمنان خويش نمىرساند. اينجاست كه به حقايق ايمان كاملا نايل خواهيد شد.» سپس حضرت آن دو را پند و اندرز داد و موعظه نمود و در اواخر گفتارش فرمود: «پس از خداوند بيم داشته و بپرهيزيد، كه من شما را بيم دادم.» سپس در حال عبور مىفرمود: «خداوندا، اى كاش مىدانستم كه در حال غفلتهايم آيا از من روى گردانى، يا به من مىنگرى؟ و اى كاش مىدانستم كه در خواب طولانى و شكر و سپاس اندكم در برابر نعمتهايت، حالم چگونه است؟» حبّه مىگويد: به خدا سوگند، حضرت پيوسته بر اين حال بود، تا اينكه سپيده دم طلوع كرد.
٤- از ديگر صفات مولايمان علىّ ٧ در شب مطالبى است كه نوف براى معاوية بن ابى سفيان ذكر نمود كه در هيچ شبى براى حضرتش رختخواب پهن نشد، و هرگز در شدّت گرما و روزهاى بسيار گرم غذا ميل ننمود زيرا روزه بودند.
و نيز نوف گفت: گواهى مىدهم كه آن بزرگوار را در حالى كه شب پردههاى تاريكى خود را افكنده بود، و ستارگان غروب كرده بودند، ديدم كه ايستاده و محاسن شريف خويش را با دست گرفته و همانند مار گزيده [و يا شخصى كه سخت مجروح باشد] به خود مىپيچيد و بسان شخص اندوهناك و مصيبت زده گريه مىنمايد.
اين حديث، مشهور و معروف است، و مىترسم كه به خاطر تطويل، از امورى كه موجب قرب تو نسبت به خداوندى كه مالك برانگيخته نمودن مردگان است، خسته و ملول گردى. لذا از ذكر آنها خوددارى مىكنيم.
مبادا سخن كسى را قبول كنى كه مىگويد: اين، تكليف ابرار و بزرگان است، و ما در بندگى و كوشش در عبادات به پيروى از ايشان مكلّف نيستيم.
اگر ترس آن را نداشتم كه به واسطه نقل كلام خداوند- عزّ و جلّ- و ويژگان درگاهش، به ستوه بيايى و رنجيده شوى، و در نتيجه به جهت كراهت داشتن از