ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٤٨٢ - شب بيدارى و حالات امير المؤمنين
رها كردهاند.» ٣- همچنين در روايت ديگر حبّه عرنى مىگويد: وقتى من و نوف در محوطه مسجد [يا: كاخ حكومتى] خوابيده بوديم، ناگهان در اواخر شب امير المؤمنين ٧ را ديديم كه مانند شخص واله و سرگشته دست خويش را بر ديوار گذاشته و اين آيه را تا آخر تلاوت مىفرمود:
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...[١].
- براستى كه در آفرينش آسمانها و زمين ...
وى مىگويد: حضرت اين آيات[٢] را مىخواند و بسان شخص عقل پريده مىگذشت. تا اينكه فرمود: اى حبّه، آيا خوابيدهاى يا بيدارى، عرض كردم: بيدارم.
شما كه چنين مىكنيد، پس ما چگونه بايد باشيم؟
حضرت چشمانش پر از اشك شد و گريست. و سپس فرمود: اى حبّه، خداوند را مقامى است، و ما را در پيشگاه او جايگاهى، و هيچ كدام از اعمال ما بر او پوشيده نيست. اى حبّه، خداوند نسبت به تو و من از رشته رگ گردن نزديكتر است. اى حبّه، هيچ چيز نمىتواند من و تو را از ديد خداوند پنهان دارد.
سپس فرمود: اى نوف، آيا خوابيدهاى؟ نوف كه خوابيده بود از خواب بيدار شد و عرض كرد: نه خير، يا امير المؤمنين، بيدار نيستم، امشب بسيار گريستم. حضرت فرمود: «اى نوف، اگر در اين شب از خوف خداوند- عزّ و جلّ- بسيار گريستى، فرداى قيامت در پيشگاه خداوند- عزّ و جلّ- چشمانت روشن خواهد شد. اى نوف، هيچ قطرهاى از چشم انسان به خاطر ترس از عظمت خدا به زمين نمىريزد، مگر اينكه درياهاى آتش جهنّم را خاموش مىسازد. اى نوف، هيچ كس مقام و منزلتش بزرگتر و والاتر از كسى كه از ترس عظمت خدا بگريد، و در راه خشنودى خدا دوست و يا دشمن بدارد، وجود ندارد. اى نوف، هر كس در راه خرسندى خدا
[١] آل عمران: ١٩٠.
[٢] ظاهرا مقصود آيات ١٩٠ تا آخر آيه شريفه ١٩٤ مىباشد.