ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٤٤٤ - فصل بيست و پنجم نمازهاى مستحبى بين نافلههاى مغرب و نماز عشا و فضيلت آنها
قوم خويش] رهسپار شد، و گمان نمود كه ما نمىتوانيم بر او تنگ بگيريم، لذا در ميان تاريكيها ندا داد: معبودى جز تو نيست، پاك و منزّهى، براستى كه من از ستمكاران بودم، پس دعاى او را اجابت نموده، و از غم و اندوه نجات بخشيديم، و اين چنين مؤمنان را رهايى مىبخشيم.
و در ركعت دوّم، سوره حمد و فرمايش خداوند متعال را بخواند كه مىفرمايد:
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ، وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها، وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ.[١]- و كليدهاى غيب در نزد اوست و جز او از آن آگاه نيست، و هر چه در خشكى و درياست مىداند، و [حتّى] هيچ برگى [از درختى] نمىافتد مگر اينكه به آن آگاه است، و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و يا خشكى نيست مگر اينكه در كتاب مبين [علم الهى] وجود دارد.
و وقتى از قرائت آن فراغت پيدا كرد، دستها را براى قنوت بالا برده و بگويد:
«اللّهمّ، إنّى أسألك بمفاتح الغيب الّتى لا يعلمها إلّا أنت، أن تصلّى على محمّد و آله [يا: آل محمّد]، و أن تفعل بى كذا و كذا»
- خداوندا، به حقّ كليدهاى غيب كه جز تو آن را نمىداند، از تو خواهانم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و فلان حاجت مرا بر آورده كنى.
و بعد بگويد:
«اللّهمّ، أنت ولىّ نعمتى، و القادر على طلبتى، تعلم حاجتى، فأسألك بحقّ محمّد و آل محمّد- عليه و عليهم السّلام- لمّا قضيتها لى.»
- خدايا، تويى سرپرست نعمت من، و توانا بر [بر آوردن] خواستهام، حاجتم را مىدانى، پس به حقّ محمّد و آل محمّد- كه سلام بر او و ايشان باد- از تو خواهانم كه آنها را براى من برآورده سازى.
و سپس حاجت خويش را از خداوند- جلّ جلاله- بخواهد، خداوند هر چه را كه خواسته به او عطا مىفرمايد، زيرا پيامبر اكرم ٦ فرمود: «دو ركعت غفيله را ترك
[١] انعام( ٦): ٥٩.