ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٦ - پيشگفتار
مشغول گردد و هنگام ستايش نه بر چهره ثنا و حمد او نمودار شناخت هيبت جلال و عظمت ما نقش بسته باشد، و نه خوارى بندگى در برابر اقبال و توجّه ما به او، و نه در اثر تعظيم در برابر شكوه تسلّطمان خضوع نموده، و نه آثار خوف و هراس به خاطر پى بردن به تقصير در برابر حقوق نيكوكارى ما به او در ستايش او نمايان گردد؛ وظيفه چنين بنده بيمارى آن است كه به جاى ستايش از خداوندگار مهربان و بردبار و كريم طلب عفو نمايد؛ در غير اين صورت، اوقات خود را كه مىتوانست به طهارت قلب و زبان و ديگر اعضايش بپردازد، ضايع نموده، و به جاى احسان و ثناى ما به ثناى خود مشغول گشته، و هم اكنون نيز فرصت مجدّد خويش را با كوتاهى و آرزوهاى بيهوده و عدم اصلاح اشتباهش تضييع مىكند، و اگر بر اين حال باقى بماند، از خطر هلاكت و گمراهى ايمن نخواهد بود.» نيز گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست، گواهى دادنى كه از جود او سرچشمه گرفته و به اين بندهاش عنايت شده، و خداوند او را بر تمام بندگانى كه او را نشناختهاند، برترى داده است.
نيز گواهى مىدهم كه جدّم حضرت محمّد ٦ بنده و فرستاده خدا، گرامىترين شخصيّت از خواصّ درگاه الهى، و برترين عارفى است كه خداوند- جلّ جلاله- خلعت برگزيدگى را به تن او نمود. برترين درودهاى خداوند بر او و خاندانش باد، درودهايى كه آن بزرگوار و خاندان او را به اوج كاملترين كمالات انسانى نايل گرداند! و همچنين گواهى مىدهم كه خداوند- جلّ جلاله- با دليلهاى عقلى و نقلى، عذرى براى مردم نگذاشته، و پيشوايان و گواهانى را به بندگانش عنايت فرموده است.
راهبرانى كه خداوند به وجودشان حجّت را بر همه اهل مغرب و مشرق عالم تمام كرده، و علومى را كه مكلّفين بدان نياز دارند در ايشان به وديعه گذاشته، و به رحمت و جود خود، پرده از روى نشانههاى درخشان و راهنمايان روشنگر بر كنار زده كه كسانى را كه به پيشوايى آنان اعتقاد دارند به سوى خدا رهنمون مىگردند.
هم آنان كه گوهر وجود و جايگاهشان با ديگران مقايسه نمىشود، و نور