ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٢٨ - سجده شكر امام كاظم
ببين سجده مولايمان امام كاظم ٧ را كه براى تو روايت خواهيم نمود چگونه بوده و چه ذلّت و خاكسارى و بندگىاى را در برداشته است. و حضرتش الگويى است كه بندگان را به سوى خداوند- جلّ جلاله- فرا خوانده و رهنمون مىگردد، و نگو: من توان پيمودن اين راه را ندارم. بلكه به خود بگو: واى بر تو، چگونه مىگويى كه من نمىتوانم؟ و حال آنكه اگر در پيشگاه پادشاه بزرگى ايستاده بودى، مانند بنده ذليل و خاكسار مىشدى، پس لا اقل همان گونه كه براى بندهاى از بندگان مولايت خاكسارى مىنمايى، افتادگى و تذلّلت براى خدا نيز چنين باشد، كه اگر تو او را نمىبينى، او تو را مىبيند. اگر نمىتوانستى، آن تذلّل را در برابر بندهاى از بندگان سلطان عالميان انجام نمىدادى. و اگر آنان به تو مىگفتند كه هيچ ترسى از ناحيه ما نداشته باش و از سوى ما در امان هستى، بر تذلّل و خضوع و فروتنى تو در محضرشان افزوده مىشد، تا به اين وسيله به سوى آنان و محبّتشان تقرّب بجويى.
پس حال كه مقام و منزلت بندهاى از بندگان در نزد تو بالاتر از حرمت سلطان دنيا و آخرت مىباشد، خويش را معذور مدان. و از آنجا كه سجده ويژگان درگاه الهى در بردارنده فروتنى و خضوعى است كه ذكرش خواهد آمد، از اين رو شايسته است كه تو (كه گناهان و جنايات- قلبى بسيار دارى)، بيم و خشوع و فروتنى مضاعف داشته باشى.
سجده شكر امام كاظم ٧ بعد از نماز
٢٩- راوى مىگويد: با حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر ٧ به سوى بعضى از املاك او رفتيم، تا اينكه حضرت به نماز ظهر ايستاد وقتى از نماز فراغت پيدا كرد، به سجده رفت، شنيدم كه آن بزرگوار با صداى اندوهناك و در حالى كه اشكهايش روان بود، مىفرمود:
«ربّ عصيتك بلسانى، و لو شئت و عزّتك لأخرستنى، و عصيتك ببصرى، و لو شئت و عزّتك لأكمهتنى [يا: لكمّهتنى]، و عصيتك بسمعى، و لو شئت و عزّتك لأصممتنى، و عصيتك بيدى، و لو شئت و عزّتك لكنّعتنى، و عصيتك برجلى، و لو شئت و عزّتك