ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣١٨ - دعاى حضرت مهدى
كه تنها محمّد بن ابى القاسم از ميان آنان مخلص و شيعه بود- در روز ششم ذى الحجّة سال ٢٩٣ هجرى قمرى در «مكّه» نزد «مستجار» بوديم، ناگهان جوانى كه دو لنگ «ناصح» كه در آن احرام بسته بود و بر تن داشت و در حالى كه نعلين او در دستش بود، پس از طواف خانه خدا به سوى ما آمد، وقتى او را ديديم، همگى به خاطر هيبت و ابّهت او بپا خاستيم و هيچ يك از ما بر زمين نشسته نماند، او بر ما سلام نمود و در وسط نشست و ما در گرد او، سپس به راست و چپ نگاه كرد، آنگاه فرمود: آيا مىدانيد كه امام صادق ٧ در دعاى «الحاح» چه مىفرمود؟ عرض كرديم: چه مىفرمود؟ فرمود كه آن بزرگوار چنين دعا مىنمود:
«اللّهمّ، إنّى أسألك باسمك الّذى به تقوم السّماء، و به تقوم الأرض، و به تفرّق بين الحقّ و الباطل، و به تجمع بين المتفرّق، و به تفرّق بين المجتمع، و به أحصيت عدد الرّمال و زنة الجبال و كيل البحار، أن تصلّى على محمّد و آل محمّد، و أن تجعل لى من أمرى فرجا.»
- خداوندا، به حقّ آن اسمت كه به وسيله آن آسمان برپا، و زمين پا برجاست، و ميان حقّ و باطل جدايى مىافكنى، و ميان [امور و يا اشخاص] پراكنده جمع مىنمايى، و بين جمع جدايى مىافكنى، و شماره سنگريزهها و وزن كوهها و پيمانه درياها را با آن حساب مىنمايى، از تو درخواست مىكنم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و در امر من فرج و گشايشى قرار دهى.
سپس برخاست و داخل طواف شد، ما نيز به واسطه قيام او بپا خواستيم، تا اينكه رفت، و ما او را نشناختيم. و تا فردا همان وقت به خود مىگفتيم: او چه كسى بود؟ تا اينكه باز فردا پس از طواف به سوى ما آمد و مانند روز گذشته در برابر او قيام نموديم، و در وسط مجلس ما جلوس فرمود، و نظر به راست و چپ انداخت و آنگاه فرمود: آيا مىدانيد امير المؤمنين ٧ بعد از نماز واجب چه مىفرمود:
عرض كرديم: چه مىفرمود: فرمود كه حضرتش همواره چنين دعا مىنمود:
«إليك رفعت الأصوات، و عنت الوجوه، و لك خضعت الرّقاب، و إليك التّحاكم في الأعمال، يا خير من سئل و خير من أعطى، يا صادق، يا بارّ، يا من لا يخلف الميعاد، يا من أمر بالدّعاء و