ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٩٢ - ٢ - تكبيرة الاحرام
و معناى «به قصد عبادت گفتن تكبير» آن است كه خداوند- جلّ جلاله- در قلب و عقلت، به همان اندازهاى كه خدا از شناخت ذات و صفات كاملش به تو عنايت فرموده، عظمت داشته باشد، و مقصودت از اعتقاد به عظمت خداوند و از «اللَّه اكبر» گفتن، تنها عبادت او باشد، از آن جهت كه او زيبنده عبادت است.
و مقصودم از «صدق در گفتن تكبير» آن است كه كردارت با گفتارت موافق باشد، به گونهاى كه هنگام گفتن آن باطنت با ظاهرت- در اينكه ادّعا مىكنى چيزى بزرگتر از خداوند جلّ جلاله- در قلب و عقل و نفس و نيّتم وجود ندارد، و هيچ چيز نزدم از او عزيزتر نيست- با هم سازگار باشند، و هيچ چيز در آن حال تو را به خود مشغول نسازد، چنان كه خداوند- جلّ جلاله- با بيان صريح قرآن مبين در تهديد كسانى كه ديگرى را بر خدا مقدّم مىدارند، مىفرمايد:
: قُلْ: إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها، أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ، فَتَرَبَّصُوا، حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ، وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ.[١]- بگو: اگر پدران و پسران و برادران و همسران و بستگان و تبارتان و اموالى كه بدست آوردهايد، و تجارتى كه بيم كساد و بىرواجى آن را داريد، و مسكنهايى كه مىپسنديد، در نزد شما از خدا و رسولش و جهاد در راه خدا محبوبتر است، پس منتظر بمانيد تا خداوند امر خويش را بياورد، و خداوند گروه گناهكار و فاسق را هدايت نمىنمايد.
بنا بر اين، هر گاه ديدى عقل و قلب و نفس تو، غير را بر خداوند- جلّ جلاله- برگزيده و مقدّم مىدارد، بدان كه به خاطر همين گناهت، مشمول تهديد و خشم خداوند عالميان- جلّ جلاله- شده، و هدايت او شامل حال تو نشده و از «فاسقين» به حساب مىآيى.
در روايات نيز مشابه اين مطلب با توضيح بيشتر از آنچه كه در قرآن وجود دارد و مورد قبول عقل نيز هست، آمده است. چنان كه روايت شده امام صادق ٧ فرمود:
[١] سوره توبه( ٩)، آيه ٢٤.