ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ١٨٦ - دعاهايى كه جهت استجابت دعا پيش از آن خوانده مىشود
عبادك، حمدا مرغوبا فيه عند [أهل] الخوف منك بمهابتك، و مرهوبا عن[١] أهل العزّة بك لسطواتك، و مشكورا عند أهل الإنعام منك لإنعامك.
سبحانك ربّنا، متكبّرا في منزلة، تدهدهت أبصار النّاظرين، و تحيّرت عقولهم عن بلوغ علم جلالها، تباركت في منازلك العلى، و تقدّست في الالاء الّتى أنت فيها. يا أهل الكبرياء، لا إله إلّا أنت الكبير، للفناء خلقتنا و أنت الكائن للبقاء، فلا تفنى و لا نبقى، و أنت العالم بنا، و نحن أهل الغرّة بك و الغفلة عن شأنك، و أنت الّذى لا تغفل، و لا تأخذك سنة و لا نوم. بحقّك يا سيّدى، صلّ على محمّد و آله، و أجرنى من تحويل ما أنعمت به علىّ في الدّين و الدّنيا، يا كريم.»
- خداوندا، پروردگارا، حمد و ستايش همگى همراه با تفسير و توضيحش [يا:
ستايش، خواه به صورت اجمال و خواه به صورت تفصيلى] براى توست، به همان صورتى كه اهل ستايشت را براى آن گونه ستودنت آفريده و ستايش كردن را به طور كامل به آنان الهام فرمودى، و از آنان مىخواهى كه آن گونه ستايشت كنند. خداوندا، پروردگارا، تو را ستايش مىنمايم، چنان كه ستايشت را مايه خشنودى خود از كسانى قرار دادى و به واسطه آن از آنان خرسند گرديدى، تا بدين وسيله شكر نعمتت را بجا آورند.
خداوندا، پروردگارا، تو را ستايش مىنمايم، چنان ستايشى كه آن را براى خود پسنديده و بر بندگانت واجب نمودى، ستايشى كه مورد پسند بيمناكان از هيبتت مىباشد و سرافرازان به سلطهات از آن در هراسند، و نزد كسانى كه به آنان انعام نمودى مورد سپاس است.
پاك و منزّهى تو پروردگارا، در حالى كه در منزلت خود متكبّر هستى، چنان مقام و منزلتى كه ديدههاى بينندگان از نيل به دانش جلال و عظمت تو واژگون، و عقلها سرگشتهاند. و در منازل والايت بلند مرتبهاى، و در نعمتهايى كه در آن قرار دارى پاك و بىآلايشى، اى اهل كبرياء و بزرگمنشى، معبودى بزرگ جز تو وجود ندارد، ما را براى فنا و نابودى آفريدى، و تو براى بقا و پايندگى هستى، پس تو نابود نمىشوى و ما پايدار نمىمانيم، و تو به ما آگاهى، و ما به تو فريفته شده و از مقام تو غفلت داريم، و تو هيچ گاه
[١] ظاهرا اين عبارت در اصل چنين بوده است:
ُ« مرهوبا عند أهل العزّة بك ...»
و ترجمه بر همين اساس است.