درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠ - الحديث الثالث عشر
نخواهد بود زيرا بر خلاف نظام آزمايش است كه اساس نظام زندگى بشرى است بالاخره از طريق اختيار بشر در مقام اطاعت و يا عصيان خواهد برآمد بدون اينكه لحظهاى اجبار و يا اكراه در ميان باشد.
بالاخره سيرت و صورت روانى خود را از طريق اختيار بايد بدست آورد و بهر تقدير حق سبحانه نيز بر حسب نظام آزمايش هر چه را كه خواهد از اشراق وجودى از او دريغ نخواهد فرمود.
مشيت و اراده بشر بر حسب آيه كريمه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ از جمله موجودات امكانى است و ربط محض و ظهورى است زيرا مشيت حق سبحانه همانا فيض وجود است كه بر حسب مصلحت فاعل در تصور امرى كه ملايم با نظر او بر حسب ظن و يا تخيل و عقلى و علمى است باو موهبت مىشود و در اثر تصور امرى كه ملايم و يا منافر باشد بر حسب نيروى وهم و گمان و يا بر حسب بداهت عقل لا محاله شوق و يا نفرتى در روان فاعل پديد خواهد آمد و در صورت شوق و تمايل نيز عزيمت و مشيت منبعث مىشود و از آن تعبير باراده و خواست مىشود و سبب تحريك عضلات و جوارح خواهد شد و بالاخره منتهى بصدور فعل اختيارى و يا ترك اختيارى خواهد شد و سر اطاعت و عصيان نيز همان حالت نفسانى و روانى است كه از تصور امرى كه طبق صلاح است چنانچه شوق و ميل عارض روان شود و سپس اراده از آن منبعث خواهد شد و چنانچه نسبت بامر صلاح و شايسته نفرتى از آن در روان عارض شود و در مقام مخالفت و ترك آن عمل صالح خواهد برآمد پس اطاعت و عصيان در محور شوق بعمل صالح و يا نفرت از عمل صالح دور ميزند بديهى است كه شوق و يا نفرت از درون روان منبعث مىشود و پس از انبعاث اراده و يا انبعاث ترك و امتناع منتهى باطاعت و يا عصيان خواهد شد و هر يك از آن دو حالت نفسانى ظهور روح و بذوت نفس و حركت از قوه بصورت فعليت روح است و نيروى شوق بعمل صالح عبارت از خواست صدور عمل است