درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٧ - الحديث الثالث عشر
و آيه كريمه وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ناظر باين حقيقت است و نيز براى ماهيات اشياء و موجودات خارجى از هر سنخ باشد نحو وجودى در مقام عالى داشته و همه موجودات و معلومات از اشراق و حوادث و ظهورى نازل از علم و معلوم ازلى است زيرا براى اشياء بر حسب مقامات مواطن بسيارى است كه اعلى و اشرف آنها موطن اشراق در مرتبه متأخر از ذات است و ساير مواطن نيز پرتوى از اشعه و موطن ازلى بشمار مىآيد.
و مفاد روايت شريفه
(لم يول احدا الّا ما تولى و لم يعطه الّا ما اعطاه من نفسه)
آنست كه اشراق نور وجود از حريم كبريائى باشياء يكسان مىتابد و از حق سبحانه جز فيض وجود و اشراق نور هستى چيزى صادر نخواهد شد و تفاوت فقط بر اساس ماهيات و قابليات است هم چنان كه نظام امكانى مقتضى است و نيز لوازم صفات و اسماء حق سبحانه است هم چنين هر فردى از بشر هر آنچه بر حسب وظيفه امر و نهى از او خواسته شده با قيد اختيار بايد وظيفه خود را انجام دهد اهل ايمان و طاعت قيام بوظايف الهى مىنمايند با قيد اختيار و اراده ولى بيگانه نه توجه بوظيفه الهى مىنمايد و نه باداء وظيفه بالاخره بسوء اختيار خود در مقام انكار و كفران نعمت هميشه برميآيد.
حقيقت اراده ساحت كبريائى در مرتبه ذات اشراق قدس و ابتهاج بذات خود او است زيرا صرف و صرافت وجود خير محض و صرف خير است و ملايم و سبب ابتهاج و رضا بذات و صرف رضا بذات است هم چنان كه صرف علم و صرف قدرت و اراده افاضه و اشراق واحد است نه آنست كه جزئى از او علم و يا قدرت و يا اراده است.
نتيجه آنست كه مراد بالذات ذات قدس است هم چنان كه معلوم در مرتبه ذات همانا ذات قدس و نور محض است و هم چنان كه غير او معلوم بنفس علم بذات بالعرض است لا محالة غير او محبوب بالعرض خواهد بود در اثر محبت بذات قدس