درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٦ - لازم آفرينش عود است
است يعنى روح و هر آنچه در عالم دنيا بحركت درآمده و سيرت خود را يافته و برحسب آيه كريمه كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ استفاده مىشود كه بشر در اختيار و اعمال خود نهايت قدرت را بكار برده مانند طيران كه بهيچ مانعى و عايقى برنخواهد خورد و از طريق تمام اختيار و طيران ذات و ذاتيات خود را كسب نموده همه را واجد است يعنى ظهور روح در برزخ بصورت معلومات و عقايد و صفات و افعال و اخلاق او خواهد بود و آنچه از نيروهاى ظاهرى كه داشته و هم چنين نيروهاى درونى و باطنى را بطور كامل واجد خواهد بود يعنى روح در اثر استقلال وجودى و تجرد همه نيروهاى ظاهرى و درونى خود را بدون اينكه نيروى بكار ببرد بر همه آنها احاطه علمى خواهد داشت يعنى مىشنود بدون وسيله سامعه و شنوائى، زيرا روح از نظر استقلال و تجرد و قوت وجودى براى مقصود خود محتاج بوسيلهئى نخواهد بود از اين جهت روح تا حدى خودكفا و مستكفى خواهد بود مثلا با افراد كامل از اهل ايمان چنانچه گفتگو نمايد خواسته سائل را خواهد فهميد نه از طريق شنيدن صدا و نوسان هوا و گفتار سائل زيرا تأثير صدا و نوسان اختصاص بعالم ماده و اين جهان دارد كه هوا واسطه است نه عالم برزخ كه عالم تجرد و مثال و شهود است.
بالاخره روح اهل ايمان كامل در اثر استقلال وجودى همه شئون او از نظر تجرد وجودى و كمالى او علم و قدرت خواهد بود ولى روح هنگام قطع رابطه مدارى از بدن عنصرى واجد عقيده و صفات فاضله و يا رذيله و افعال صالحه و يا طالحه كه در مدت زندگى داشته خواهد بود و حد وجودى هر روح كه در آستانه مرگ درآيد و بعالم برزخ انتقال بيابد عبارت از عقايد و صفات و اخلاق و افعال خود مىباشد و همه ذات و ذاتيات و سرائر او مىباشد كه در دنيا پنهان بوده و در عالم برزخ بظهور ميرسد و نسبت بامور خارجى كه علاقه قلبى داشته از نظر