درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٤ - لازم آفرينش عود است
و بعبارة ديگر عالم تعلق كه ارتباط با عالم تجرد و عالم امر دارد و عالم قدسى را تشكيل مىدهد همانا عالم تعلق و خلق است كه در اثر تعلق ارواح قدسيه و اينكه آميخته بعالم خلق و تحول هستند افضل از مقام قدسيان خواهند بود و خلق نيز اسم مصدر عبارت از ايجاد و آفرينش است مفاد جمله آنست كه نظام خلق و آفرينش را در عوالم امكانى برحسب مقتضيات پديد آورده و نظام عوالم امكانى بر خلق است و خلق و فعل آفرينش ساحت كبريائى از كتم عدم است هم چنان كه در روايت كافى تفسير شده باينكه صنع و آثار ساحت كبريائى براساس لا من شىء است و بطور تحليل و تجزيه و تركيب از موجود نخواهد بود همچنانكه خلق و آثار و افعال بشر تركيب از اجزاء و تصرف در امور خارجى مثل تكلم كه مرتبهاى از خلق و خرق هوا است كه در هوا و در حلقوم خود و در نيروى شنوائى سامع تصرف نموده و هيچ چيزى را از كتم عدم پديد نياورده بلكه در امور خارجى تصرف محدود نموده است.
و بطور وجود مثالى گفتار خود را بنيروى شنوائى سامع تحويل داده و بروح و نيروى عاقله مطلب و مفاد را باو فهمانيده است.
نتيجه عالم خلق بطور اطلاق همه مراتب بيشمار خلق استناد بساحت كبريائى دارد از جمله خلق و افعال بشرى است و هم استناد بمقام كبريائى دارد و آنچه از ساحت قدس بظهور مىرسد خلق بطور ابداع و از كتم عدم است (لا من شىء) ولى فعل و آثار بشر براساس تركيب و تصرف در موجودات و از (من شىء است) در نتيجه سلسله بشر با تمام شئون وجودى و صفاتى و كمالى و استكمالى خود و از مقوله خلق و آفرينش مقام كبريائى است.
زيرا وجود بشر كه بموهبت كبريائى مىباشد همه شئون وجودى و حركات و افعال او نيز بتبع استناد ساحت كبريائى دارد نسبت خلق و بطور موهبت خواهد بود با توجه باينكه گناهان و قبايح بطور تبعى بوده و غرض از آنها آزمايش بطور