درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٠ - پرتوى از تجسم عمل
و دوزخ كه منتهى سير هر يك از افراد بشرى است بر حسب سعادت و شقاوت ذاتى كه كسب نموده است.
از بيانات گذشته استفاده شد كه عالم برزخ عالم تجرد روح و استقلال وجودى و ارتباط خاصى با عالم دنيا خواهد داشت و از آثار نيك و بد كه در دنيا بجاى نهاده لا محاله استفاده خواهد نمود.
بر حسب آيه وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ پس همه شئون خاطرات و شهود روح بر اساس تمثل و قائم بنفوس بشرى خواهد بود و منافات ندارد كه روح از طريق نيروهاى ذاتى خود و وجودات مثالى اعمال قلبى و جوارحى و اخلاقى خود را مشاهده نمايد ولى سيرت آنها را نه نفس اعمال كه حركات و افعال خارجى باشد چه آنكه آن افعال و اعمال خارجى كه بر اساس حركت اعضاء و جوارح متناسب با عالم دنيا بوده و فانى و نابود شده و آنچه متناسب با عالم شهود و برزخ است سيرت و حقيقت عقيده و عمل و خلق است كه صورت ذات و ذاتيات انسانى است چه صالح و يا طالح.
هم چنان كه از آيه كريمه يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً كه در اثر نيروى غيبى اين چنين صحنه پهناور مثالى بر اثر روح در عالم برزخ نهاده خواهد شد كه همه جزئيات ذات و ذاتيات هر فردى هر لحظه و بدون كمترين خلل باو بطور شهود عرضه و ارائه مىشود و همه موجودات مثالى اعمال خود كه قائم بنفوس بشرى است و با نيروهاى روانى بامداد نيروى غيبى همه سرائر افعال و اخلاق و انديشههاى خود را خواهد مشاهده نمود و چنانچه بكمك نيروى غيبى و احضار الهامى نبود هرگز صورت نميگرفت زيرا قوه و قدرت روح هرگز بر همه لحظات زندگى دامنهدار خود بلكه بر خاطرات روانى و انديشههاى زياده بر تصور خود در دوره زندگى احاطه و آگهى نخواهد يافت.
و اينكه فلاسفه گفتهاند كه روح در عالم برزخ بر ذات و ذاتيات و خاطرات