درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤ - الحديث الثالث عشر
مثلا صرف غذا سبب رفع حاجت به غذا نخواهد بود بلكه جريان تدبير نظام جهان بر اساس آنست كه حق سبحانه امور و نتايج و حوادث را پس از پارهاى از اسباب ايجاد خواهد فرمود بدون اينكه تأثير حقيقى بر وجود اسباب مترتب شود از نظر اينكه (لا موثر في الوجود الا اللَّه تعالى) و اساس اين قول آنست كه سبب پيدايش و خلقت هر موجودى از هر مقوله باشد جز ساحت حريم ربوبى نخواهد بود باينكه (لا مؤثر في الوجود الا اللَّه) و بطور كلى همه موجودات كه بهرهاى از هستى در نظام وجود دارند منبعث از افاضات وجودى است كه جهان را فرا گرفته است.
و نتيجه كه از اين قول استفاده مىشود آنست كه ساحت قدس ربوبى را از نقص و قبح تنزيه نموده و اينكه از شوائب نقصان و قبايح و قصور منزه خواهد بود و بطلان اين قول ذكر شد از جمله اينكه بشر نميتواند از خود وجود را نفى نمايد بهمين قياس نميتواند فعل صادر از اعضاء درونى و ظاهرى خود را نفى نمايد.
با توجه باينكه فعل و اثر به لحاظ وجود اطلاقى آن به حق سبحانه استناد دارد ولى به لحاظ محدوديت و قيد محل آن به بشر مستند خواهد بود و گر نه ساحت ربوبى منزه از آنست كه فعل صادر از اعضاء و قواى باطنى و ظاهرى بشر باو استناد داشته باشد گر چه از اعمال صالح و خير باشد تا چه رسد بقبايح و گناهان و معاصى.
نيز باينكه در پارهاى از موارد از نظر شرافت فعل و ارجمندى اثر آن از فاعل شريف و ارجمندى مانند رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نفى شود و بساحت قدس ربوبى نسبت آن داده شود مانند كريمة (وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى) از نظر شرافت افشاندن مقدارى از خاك را بسوى مشركان كه سبب شكست و مغلوبيت آنان در جنگ بدر گشت ساحت قدس ربوبى آن عمل و افشاندن مقدارى از خاك را بسوى كفار بساحت قدس خود نسبت داده و از رسول صادع سلب و نفى فرموده