درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨١ - الحديث الثامن
مُقْتَدِرٍ) كه اختصاص بذوات قدسيه دارد.
و مفاد لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ آنست كه هرگز اوهام و نيروى خيال بر حريم ربوبى احاطه نخواهد يافت و قوه واهمه رئيس حواس ظاهرى و باطنى است هم چنان كه نيروى عاقله و تعقل رئيس قوه واهمه و مخدوم آنست و هر چه را كه واهمه ادراك نمايد هرگز نيروى بينائى آن را ادراك نخواهد نمود زيرا نيروى واهمه قويتر از نيروى احساس ظاهرى است از نظر اينكه نيروى حس اختصاص بمادى و جهات آن از اوضاع دارد ولى قوه واهمه قوه ادراك موجود مادى ذات وضع و جهات و غير موجودات جسمانى است و ميدان احاطه وسعت نيروى واهمه قابل قياس بحس ظاهرى نخواهد بود.
مثلا زيد خارجى كه مورد بينائى ظاهرى قرار ميگيرد هرگز مورد احاطه خيال نخواهد بود بلكه صورت مثالى و غير از موجودات مادى است و گفته شده كه هر چه را نيروى خيال ادراك نمايد در ماده دماغ و تجاويف آن مرتسم و جزء دماغ است.
اين نظر صحيح نيست زيرا قوه واهمه مجرد و از جنود نيروى عاقله و مجرد از ماده و عالم طبع است و مدركات آن نيز فوق عالم طبع خواهد بود و صورتهاى مثالى بسيارى از امور را مىتوان مورد احاطه خيال قرار داد و از شئون وجودى خيال تصور نمود و هيچ يك بهرهاى از ماده و جهات آن نخواهند داشت.
بالاخره هر چه را نيروى خيال در محيط پهناور خود بيافريند هرگز مورد حس قرار نخواهد گرفت و نيز هرگز امتداد خطى و يا اتصال بعدى ميان آنان صورت نخواهد گرفت و صورتهاى مثالى بيشمارى را نيروى خيال در صقع بىنهايت خود بوجود مىآورد و در آنها تضاد و تزاحمى صورت نخواهد گرفت بخلاف صورتهاى حسى ظاهرى و نقشهاى آن كه با توجه بهر يك از نقش ديگر منصرف و نائل خواهد شد.