درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٩ - الحديث الثامن
اقتضاء رابطه ادراك خود عظمت محبوب را خواهد فهميد و مشاهده نمود.
رؤيت و شهود عظمت ساحت كبريائى بقدر نيروى شهود رسول و احاطه و فهم او خواهد بود كه اقصى مرتبه نيروى قلبى ادراك و شهود امكانى است و اما عظمت مقام كبريائى نامتناهى و هرگز قابل فهم و احاطه و ادراك نخواهد بود لا محاله رؤيت قلبى و شهود روحى رسول متناهى و محدود و اقصى مرتبه قدرت امكانى است بهمان قدر نيز علاقه قلبى و شهود نسبت به عظمت و نور انوار كبريائى كه نامتناهى است تحقق خواهد يافت.
بالاخره ادراك و شهود تابع نيروى شاهد و رسول خواهد بود نه اثر و تابع عظمت و نور انوار غير محدود حريم كبريائى زيرا آنچه وصف و كمال مقام رسول صادع است ادراك و شهود قلبى او است كه حد وجودى رسالت رسول است و اما عظمت و كبريائى حق سبحانه از نظر اينكه نامتناهى است بقدر امكان مورد شهود و رؤيت قرار خواهد گرفت و رؤيت و شهود هرگز تعلق و ربط به ذات و حريم ربوبى نخواهد داشت بلكه به عظمت و كبريائى است كه قلب رسول را احاطه نموده و خشيت نور حريم او است كه سراسر و اعماق روح رسول را از شدت و ادامه شهود و رؤيت زياده بر طاقت امكانى بازداشته است.
هم چنان كه در شأن عبوديت خود اظهار عجز نمود با جمله ما عرفناك حق معرفتك موجود ربط امكانى را چه رسد باحاطه به عظمت و كبريائى مقام ربوبى جز بقدر قبول تابش و نورانيت از حريم كبريائى فيضان نمايد و قلب رسول را فرا بگيرد و بقدر محبت و علاقه قلبى كه حد و نصاب امكانى است بتواند استضائه نمايد.
بر اين اساس يگانه رسول و رجل الهى كه بصفت حبيب اللَّه معرفى شد همانا شخص صادع اسلام است كه بحضور مقام قدس و قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى شرافت يافت و جاذبه محبت و شايستگى او را بآن مقام قرب كبريائى رسانيد و لا يحيطون بحريم