درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٠ - الحديث الثالث
عين حال مشيت او قاهر است تخلف پذير نخواهد بود.
و مفاد جمله
(و لم يشأ بل شاء ان لا يسجد)
نفى هرگز در نتيجه امر تكليفى كه بر اساس اختيار است مشيت حق سبحانه بطور قهر نخواهد فرمود كه وظيفه واجب را انجام دهد بلكه خواسته است كه ابليس سجده بنمايد از نظر اينكه ابليس در مقام اعتراض و تمرد برآمد و بر حسب اقتضاء و مسألت ابليس خواهان تخلف و تمرد شد.
از اين نظر حق سبحانه نيز خواسته او را كه تمرد و عصيان باشد پذيرفت در نتيجه خواسته ابليس توانست در مقام مخالفت و عصيان بر آمد در نتيجه حق سبحانه هرگز مشيت بطور تحميل نخواهد داشت زيرا بر خلاف ظرفيت و اقتضاء مأمور است. بلكه مشيت حق سبحانه پذيرش خواسته ابليس است كه بتواند در مقام عصيان برآيد و خواسته او تحقق بپذيرد و امتحان و آزمايش خود را بپايان رساند.
نظام تكليف اين چنين مقتضى است كه حق سبحانه در مقابل مأمور مشيت پذيرش و قبول خواسته سائل داشته باشد تا نظام امتحان و عمل اختيارى مأمور صورت و تحقق بپذيرد و مفاد جمله
(بل شاء ان لا يسجد)
آنست كه مشيت حق سبحانه همانست كه ابليس خواسته است و در عين حال
(ما شاء اللَّه كان و ما لم يشأ لم يكن)
مشيت هر چه باشد بر حسب اقتضاء مورد بطور قهر و حتم خواهد بود.
و آيه كريمه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نيز ناظر به اين حقيقت است هرگز فاعل مختار امرى را مورد تعلق اراده و خواسته خود قرار نخواهد داد چه فعل مباح عادى باشد يا عمل واجب و يا حرام باشد جز اينكه ساحت كبريائى آن را تنفيذ خواهد فرمود زيرا بدون مشيت قاهره هرگز موجود و اثرى موجود نخواهد شد و هرگز مشيت حق سبحانه بطور تحميل نخواهد بود بلكه دائم بطور تنفيذ مشيت فاعل است گر چه فعل حرام و مورد نهى باشد از نظر اينكه غرض امتحان و آزمايش است و در هر حال بايد منظور شود.
و الحمد للَّه زنة عرشه