درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧ - الحديث الثالث عشر
نتيجه آنست كه وجود اطلاقى منبعث از حريم ربوبى كه تابش آن موجودى را فرا ميگيرد و ربط محض بساحت ربوبى است شاهد قطعى است كه وجود فاعل عاريتى و تفويض فعل و قوا باو بر خلاف بداهت است و هرگز از موجود مخلوق بطور استقلال اثر و فعلى صادر نخواهد شد و نظر باينكه تابش نور وجود و هستى به لحاظ مورد قابل كه بهرمند شده و فعل صادر بطور بداهت استناد بشخص فاعل و جوارح او دارد قول جبر بر خلاف ضرورت و بداهت خواهد بود.
بعبارت ديگر اثر فعل كه مانند فاعل وجود عاريتى دارد و استناد آن بخالق است صدور فعل بطور استقلال يعنى تفويض امر بفاعل مختار كه مخلوق است بر خلاف بداهت و ضرورت خواهد بود هم چنان كه فعل صادر از فاعل كه ارتباط با اعضاء و جوارح و اراده فاعل دارد قول به جبر فاعل مختار در صدور فعل بدون اراده و اختيار بر خلاف بداهت و ضرورت است زيرا گفته شده كه وجود اطلاقى منبعث از حريم قدس شعاعى است كه محل قابل را فرا ميگيرد و بدان لحاظ محدوديت خواهد يافت و اطلاق را از دست خواهد داد يعنى نورانيت آن كاسته شده و محدوديت خواهد يافت و اطلاق را از دست خواهد داد يعنى نورانيت آن كاسته شده و محدوديت خواهد يافت و بصورت صادر از فاعل مختار و فعل اختيارى خواهد درآمد هم چنان كه بطور بداهت فعل صادر جوارحى هرگز از ساحت ربوبى موجود بحت بسيط صادر نخواهد شد بلكه نور وجود و هستى است كه موجودى و يا فعلى را فرا ميگيرد و بدان صورت تنزل مىنمايد و بدان ماهيت و معرف تحقق مىيابد يعنى وجود آن مجعول بالذات ولى ماهيت آن مجعول به تبع تحقق خواهد يافت پس وجود اثر و شعاع منبعث از حريم ربوبى است و در اثر حد و محدوديت محل و ماهيت بصورت قابل و موجود خارجى خواهد ظهور نمود.
بعبارت ديگر وجود مؤثر كه فاعل مختار باشد وجود او عاريتى و ربط محض است اثر و فعل اختيارى او چنانچه بطور استقلال باشد يعنى نيروى موجود