درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦١ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
فرا گرفته و احاطه نموده بطور وجوب و لازم آن احاطه قيوميه بهمه جهات مربوط نظام امكانى است زيرا معيت مقام ربوبى نسبت بعوالم امكانى بطور وجوب و ذاتى و اضافه دائم اشراقى و افاضه هميشگى است و از طرفى نظام امكانى در حيطه نظام واحد حقيقى است كه سرتاسر آن را از ازل تا ابد بطور دائم فرا خواهد گرفت.
با اين احاطه حقيقيه قيوميه دائميه ذاتى چگونه از بعض اكابر احاطه علمى و اشراقى بجزئيات نامتناهى موجودات و اشياء بطور علم و احاطه كه لازم آن حضور شهودى علمى و اشراقى بجزئيات نامتناهى موجودات و اشياء بطور علم و احاطه كه لازم آن حضور شهودى علمى و اشراقى خارجى است امتناع دارند در صورتى كه صفت قيوميت صفت فعل و وسيله ظهور همه صفات و اسماء حسنى در مرتبه متأخر مىباشد و رابطه قيوميت حق سبحانه با موجودات ذاتى و غير قابل انفكاك است.
حق سبحانه از نظر تنزه او از شوائب امكان و نقص بذاته فاعل و جاعل و آفريدگار است بذات كبريائى خود بدون وساطت امرى و نيز نظر باينكه صرف وجود و صرف خير و صرف نور است لا محاله مبتهج بذات قدس و مرضى لذات خود أتم الرضا خواهد بود لا محاله از ابتهاج ذاتى ابتهاجى نيز در مقام فعل و اثر در مرتبه متاخر از ذات خواهد داشت.
زيرا رضا بصفت كمال وجودى و ابتهاج بآن لا محاله مستلزم رضا و ابتهاج در مقام فعل و اشراق و افاضه است چه آنكه محبت بذات و بصفات وجودى و كمال لا محاله مستلزم محبت بآثار و فيضان نور و تابش هستى بموجودات و اعيان و اشياء خواهد بود و نيز عالم امكان مثالى از نورانيت باشد.
هم چنان كه حق سبحانه صرف وجود است صرف علم و صرف قدرت و صرف حيات است نه اينكه جزء معنوى او علم و يا جزء او قدرت و يا حيات خواهد بود بلكه صرف و حقيقت وجود همانا صرف علم و قدرت و حيات ذات ابدى