درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٧ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
پس بحث در اينكه علم حق سبحانه باشياء و عوالم بسيط و عين ذات كبريائى است ولى معلوم آن كثير و توأم با كثرات باشد چگونه خواهد بود.
پاسخ آنست كه علم حق سبحانه باشياء بسيط و عين ذات ربوبى است مفاد آنست كه علم منشأ و ايجادكننده موجودات و اشياء است نه علم بطور انفعال از خارج كه كثرت داشته باشد. به همين قياس علم بسيط حق سبحانه كه عين ذات است معلوم بالذات او نيز بسيط و منشأ تابش فيوضات و اشراق بعوالم امكانى است در مرتبه نازل و قول باينكه كثرت معلومات ضررى بوحدت و بساطت علم حق سبحانه باشياء نخواهد داشت از نظر آنست كه معلومات خارجى در اثر فيوضات منبعث از ذات كبريائى است و بساطت علم و عالم و معلوم سبب كثرات اشياء خارجى شده است و كثرت در حريم علم و عالم و معلوم حقيقى راه نخواهد داشت زيرا علم ربوبى باشياء عين ذات بسيط و معلوم بالذات نيز وجود حقيقى بسيط است و كثرات خارجى در اثر فيوضات است كه بخارج تابيده و بسط يافته است و بساطت حقيقى علم باشياء عين بساطت حقيقى عالم به اشياء و معلوم بالذات بسط است و كثرات اشياء خارجى ظهورى نازل از علم و نيز ظهورى از عالم و معلوم حقيقى در مرتبه نازل و مرحله امكانى خواهد بود.
و قول باينكه كثرت معلومات حق سبحانه ضرر بوحدت علمى بسيط او نخواهد داشت از نظر آنست كه معلومات علمى حق سبحانه وحدت و بساطت خواهد داشت و سبب معلومات خارجى خواهد بود و براى معلومات بالذات حق سبحانه كثرت خلف فرض است بلكه مانند علم و عالم و معلوم بالذات بساطت خواهد داشت و كثرت در علم حق سبحانه خلف فرض و لازم انفعال است بالاخره علم حق سبحانه بسيط مانند معلوم بالذات او است و از خارج محال است علم حق سبحانه صورت گيرد زيرا لازم آن حدوث و تغيّر علم و تركيب و اينكه علم عارض زائد و نيز از خارج