درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٥ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
كه فاقد شىء باشد زيرا فقدان همانا نقص و قصور و عدم است در نتيجه تركيب لازم مىآيد از وجود و از شىء كه غير وجود است يعنى مركب از وجود و ديگر نقص و عدم خواهد بود
(تعالى اللَّه عن ذلك)
هم چنان كه ساير موجودات مركب از وجود و از عدم و نقص بنام ماهيت هستند.
ذات قدس ربوبى حقيقت وجود است و حقيقت وجود در آن شائبه عدم نخواهد بود از اين نظر سبب همه اشياء و موجودات خواهد بود و چنانچه فرض شود كه وجود اشياء نباشد لازم آنست كه صرف الوجود و حقيقة الوجود نباشد هم چنان كه حقيقت انسان قابل كثرت نخواهد بود جز از نظر اينكه امر خارج از انسانيت به آن اضافه شود و آن وجود است.
بهمين قياس حقيقت وجود و صرف الوجود بر تعدد ندارد و قابل كثرت و تعدد نيست جز از نظر عدم زيرا ماهيات حدود وجودى و تابع آن هستند و عدم بفيض وجود است و چون حق سبحانه حقيقت و صرف الوجود است و خارج از آن نيست جز نقص وجود و اعدام پس واجد و كل اشياء است و چيزى از او خارج نخواهد بود نتيجه آنست كه (هو كل الاشياء و لا يشد عنه شىء من الاشياء) از نظر اينكه موجودات وجود ناقص و مقرون بعدم است خارج خواهد بود و تعدد و كثرتپذير است.
فإنه تعالى و تقدس كل الوجود و جامع الكمالات و الخيرات و الفيوضات بلا فقد شىء عن كبريائه حيت انه منشأ كل موجود).
(و الحمد للَّه زنة عرشه)