درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٠ - الحديث السابع عشر
همان نظام و تقدير عمومى است كه در باره موجودات و انواع موجودات عالم طبع اتخاذ شده است از نظر اينكه بشر داراى دو جنبه است يكى جنبه بدن عنصرى او كه مركب از اجزاء بسيار و از عناصر اوليه و نيز از استخوان و گوشت و خون و پوست تشكيل يافته و هر لحظه در حركت و تحول و رشد بوده و در نتيجه هر عضو و جزئى پس از زمان محدود بتحليل رفته و جزء ديگر بهمان تناسب بجاى آن پديد آمد باقى خواهد ماند.
خلاصه تقدير عبارت از تسويه مواد و اشباح بر حسب روح و روان است و نيز تعديل مزاج هر يك از انواع و توزيع آنها بر حسب اصناف و اشخاص و نيز توجيه افراد از هر نوعى بتناسب غايتها و اغراض از اين نظر هر كه بر حسب صفاء جوهر روان خود باعمال صالحه اقدام نمايد به سعادت و نيكبختى خود اقدام نمود و هر كه بر حسب جوهر ذات و سوء استعداد و تيرهگى روان خود باعمال ناسزا اقدام نمايد شقاوت و تيرهبختى خود را تأمين نموده است و اين در اثر توجه به مسير است چنانچه از اين حقيقت غفلت ورزد در حقيقت خود و مسير خود را فراموش نموده است يعنى خود را فراموش نموده كه موجود ابدى است و بسيرت خود خواهد درآمد.
ارواح هر يك از افراد بشر از نظر اينكه در عوالم سابق سهمى از وجود داشته و هنگام نوزادگى جز شعور و ادراك خودشناسى بهرهاى از شعور و ادراك و احاطه نداشته از اين نظر بر حسب فطرت اوليه خدا داده ارواح متنوع و جواهر نفوس بشرى بىنهايت اختلاف داشتهاند و اختلاف آنان نيز بر حسب تعداد آنها خواهد بود.
هم چنين استعداد هر يك مخالف ديگران بود و از لحاظ صفاء و نورانيت و قابليت و استعداد كمال و ترقى بسيار مختلف هستند هم چنان كه انواع موجودات طبيعى نيز مختلف بر حسب لطافت و كثافت هستند ارواح بشرى نيز بر حسب