درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١١ - الحديث السابع عشر
اعتدال حقيقى و تعلق آنها بابدان كمال تفاوت خواهند داشت و اين گونه اختلافات لا محاله باسرار حقيقت در صفا و نورانيت و يا كدورت هر يك خواهد داشت.
ارواح و نفوس بشرى بر حسب تقدير در عالم سابق بازاء هر روحى آنچه متناسب با مواد و استعداد در نظر و تقدير گرفته شده.
هم چنان كه براى هر يك از نفوس بشرى علم و ادراك و علاقه قلبى ايجاد شده و در نظر گرفته شده است بر اين اساس است كه هر فردى به بعض اعمال و حرفهها علاقه خود را اظهار مىنمايد بالاخره از نظر آنست كه هر يك از افراد بشر موجودى است كه ذخيره الهى و اسرارى بطور مرموز در كمون او نهاده شده است هم چنان كه فرمود
(الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة)
هر يك از افراد بشر اسرارى در كمون او نهاده و ذخيره الهى است كه در عالم و جهان تكليف بر حسب حوادث خواه ناخواه اسرار هر فردى بمعرض ظهور خواهد درآمد از جمله آثار تقدير عمومى رشد آنست كه فعل اختيارى و حركات ارادى او را كه بر اساس حركت حقيقى و روانى و جوهر ذاتى است بر اساس نيروئى نهاده بنام اختيار كه داراى خصوصياتى است از جمله اينكه بمنظور تكميل بشرى است و نيز نيروى اختيار براى بشر نيروى خداداده است و براى عمل مختصر جزاء و ثواب زياده بر تصور مقرر فرموده.
و نيز ربط محض است يعنى اراده و اختيار بشر ظهورى از اراده حق سبحانه است كه بمنظور آزمايش نيروى اختيار را به بشر موهبت فرموده است و اينكه هرگز بشر مجبور و يا مضطر نخواهد بود و نيز امر و يا نهى حق سبحانه بطور اجبار نيست بلكه بمنزله ارشاد و تهديد است كه پس از قضاوت و داورى چنانچه در همان حال بر وفق صلاح او باشد اختيار نمايد و گر نه ترك نمايد.
بر اين اساس كه تحول هر لحظه و ساعات در تمام اعضاء بدن انسانى فرمانروا است بدن انسانى باقى باجزاء كه پيوسته در تحول بوده و قائم باجزاء متبدل