درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٣ - الحديث السابع عشر
بالاخره تقدير و تعيين قدر براى هر موجودى بطور كلى عبارت از صلاحيت و شايستگى آن موجود با نظام واحد است كه در تمام شئون موجودات فرمانروا بوده و جزء نظام واحدى است كه در سراسر جهان فرمانروا خواهد بود
فلله تبارك و تعالى البداء فيما علم متى شاء:
بيان حصر مورد بداء است باينكه حق سبحانه و تعالى امر بداء را از علم ازلى خود گذرانيده ولى چه وقت آن حادثه بعرصه ظهور و اظهار و بداء درآيد وابسته باقتضاء موقع و زمان است و از نظر اينكه مقامات و مبادى حوادث و موجودات جهان بر علم ازلىّ و ديگر بر مشيت و نيز بر اراده كبريائى بوده كه هر سه بطور شهود و ثابت و هيچ گونه ابهام و يا اهمالى در آنها نبوده و خلف فرض و محال است و در مقام تقدير بطور كلى نيز هرگز بداء و تخلف محال و فرض ندارد.
زيرا اساس نظام خلقت است و نميتوان در باره امور كلى بداء و ظهور تخلف تصور نمود منحصر مىشود بامور جزئى كه وقت معين و خصوصيات مشخص خواهد داشت در اين مورد فقط ميتوان بداء و ظهور آنچه مخفى بوده تصديق نمود هم چنان كه در باره ذبح اسماعيل عليه السّلام كه بمباشرت ابراهيم خليل عليه السّلام صورت گرفت از ازل در علم كبريائى و هم چنين در مقام مشيت و اراده قاطع اين بود كه ذبح بطور امتحان و بصورت مجاز تحقق بپذيرد ولى از نظر صلاح و نظام اين امر مرموز بر همه مخفى و پنهان بود آنچه فرشتگان از مقامات علمى و مشيت و اراده ازلى استفاده نموده و مأمور اجراء آن بودند ذبح بطور حقيقى بوده.
هم چنان كه در عالم شهود منامى نيز همين صحنه مثالى بابراهيم عليه السّلام ارائه شده كه فرمود إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ مبنى بر اينكه اى فرزندم اسماعيل در عالم شهود مثالى خود را مشاهده نمودم كه در مقام مقدمات ذبح تو هستم:
بجمله (أَنِّي أَذْبَحُكَ) و نفرمود (انى اذبحتك) ولى ابراهيم اين حقيقت را يافت