مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٤٣
مانند جمهورى اسلامى ايران، را به عنوان تركيبى از چنين ايده آلها و حقايقى پيدا كند كه بر موضوع تركيب دو فرم متفاوت حكومت مهر تأييد مىزند.
اين شكل از حكومت ايرانى، نه فقط تئوكراسى است و نه حكومت اغنيا يا روحانيان يا نظاميان و نه فقط دموكراسى از هر نوع آن، بلكه نوعى هماهنگى سياسى بين تمام آنها است. سردمدار و رهبر كشور، كه به طور غير مستقيم در يك انتخابات فراگير برگزيده مىشود، فيلسوفى نيست كه ادعا كند. درست را به هر طريق ممكن از درون نادرست بيرون مىكشد، بلكه روحانى مسلمانى است كه متعهد مىشود كه قانون شيعه را جستجو كند و حقيقت را از طريق كاوش در شريعت بيابد وبايد در راستاى خواستههاى عموم مردم بينديشد و عمل كند، نه در جهت خواستههاى خود يا يك گروه خاص.
با اينكه مردم مىكوشند بهترين قانونگذاران را انتخاب كنند، اما شرايط و صلاحيتهاى قانونى زيادى براى نمايندگان مردم و مديران بخشهاى دولتى وجود دارد كه باعث مىشود تنها بخشى از تحصيل كردگان واجد شرايط بتواند مناصب دولتى را بر عهده بگيرند. در نتيجه، مقامات بالاى دولت، قانوناً و حقيقتاً، نخبگان سياسى كشور را تشكيل مىدهند. اصول مشروطيت، قدرت را توزيع مىكند و دولت و قانونگذاران آن را متعهد به حمايت از قانون اساسى مىكند. اين شكل از حكومت كاملًا با هريك از اشكال محض حكومت كه ارائه شد متفاوت است.