مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٦
نفر (سلمان و عمار والمقداد و أبوذر) هيچكس مرا يارى نكرد ... در جاى ديگر از حضرت نقل شده كه اگر ٤٠ نفر يارىام مىكردند، قيام مىكردم، مسلماً آنچه از اين احاديث فهميده مىشود اقبال اكثر براى اقدام به تشكيل حكومت نيست، بلكه برعكس، يعنى اگر ولى فقيه يا امام بداند با همين مقدار اندكى كه طرفدار او هستند قيام كند خواهد توانست حكومت را به دست گيرد و اين كار را بكند به طور مسلم حكومت او از مشروعيت برخوردار است ولو اكثريت با او مخالف باشند.
اين كه مىبينيم كه امام على (ع) ٢٥ سال خانه نشين بودند نه به خاطر اين بود كه اكثريت به او اقبال نكردند بلكه به خاطر اين بود كه حتى اقليتى كه بتوانند بر اكثريت غالب شوند هم به او روى نياوردند و حضرت ديدند اگر قيام كنند نه تنها موفق به كسب قدرت نخواهند شد بلكه خونش نيز به ناحق ريخته خواهد شد. براى همين پيامبر فرمودند: «وان لم تجد أعوانا فكف يدك واحقن دمك» اگر به اندازه كافى اعوان و انصار نيافتى دست نگهدار و خونت را حفظ كن.
بر اين مبنا، قيام امام خمينى نه به خاطر جانبدارى اكثريت بلكه به خاطر اين بود كه امام احساس تكليف كردند زيرا مشاهده كردند آنقدر نيرو و طرفدار دارند كه بتوانند دردراز مدت پيروز شوند، بر همين اساس بود كه قيام كرده و مجاهده ١٥ ساله خود را شروع كردند. در حالى كه اوائل قيام شايد اكثريت مردم ايران اما را نمىشناختند، اما به تدريج خداوند دلهاى مردم را متوجه او كرد.
بنابراين اگر امام (ع) يا فقيه جامعالشرايط بتواند نه از راه جلب رضايت و رأى اكثريت مردم (مقبوليت) بلكهمثلًا از راه تحميل بر آنها حاكم شود، حكومت او يقيناً مشروع است چون از طرف خداوند مأذون است و همين كافى است. به عبارتى او شرعاً حق دارد در صورت امكان از غير راه تبليغ و جلب اقبال عمومى حاكم شود.
ممكن است كسى بگويد اين امر در باب حكومت امام معصوم درست است ولى آيا فقيه جامعالشرايط هم چنين حقى دارد يا نه؟ اگر ولايت فقيه را بپذيريم كه حق هم همين است و قبول كنيم امام (ع) در زمان غيبت خويش در صورت امكان، مردم را از حق داشتن حكومت مشروع محروم نكرده است بايد در جواب اين سؤال