مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٨
يك واژه جديد مىانجامد كه داراى مفهوم جديد و مستقلى است؟ مفهومى اصيل با محتوايى جديد و خاص.
از آنجا كه مردمسالارى دينى نخستينبار توسط اسلامگرايان حاكم در ايران مطرح شد، پس مراد از آن در واقع مردمسالارى اسلامى يا مردمسالارى دينى- اسلامى است نه مردمسالارى در هر دينى و همه اديان. در نتيجه همه آنچه در اينجا خواهد آمد ممكن است در خصوص مردمسالارى دينى در ساير اديان صدق نكند، مثلًا درباره مردمسالارى دينى مسيحى يا مردمسالارى دينى يهودى. به اين ترتيب آنچه در متن حاضر مورد توجه است همين مردمسالارى دينى- اسلامى است.
مراجعه به ادبيات سياسى معاصر نشان مىدهد واژه دموكراسى، به عنوان معادل مردمسالارى در لاتين، در تركيب با لغات ديگرى نظير ليبرال، سوسيال يا ... منجر به تشكيل واژگان مركب جديدى شده كه بار مفهومى و معنايى خاص خود را دارند.
واژگانىنظير سوسيالدموكراسى(Robertson ,٥٨٩١ :٢٠٣ -٣٠٣) كه گفتهشده شاخهاى از سوسياليسم است «كه با پذيرش اصل مردمسالارى براى دگرگونيهاى اجتماعى به بهبودخواهى باور دارد و نه به انقلاب» (آشورى، ١٣٧٨، صص ٢٠٩- ٢٠٨) يا واژه «ليبرال دموكراسى»(Robertson ,٦٨١ -٧٨١) كه گفته مىشود مثلًا به نوع «نمايندگى دموكراسى»(Ibid) گفته مىشود. همانى كه بهطور مثال يكى از اسلامشناسان مشهور آمريكايى؛ يعنى برنارد لوييس، در خصوص سازگارى يا ناسازگارى آن با اسلام(Lewis ,٣٩٩١ :٩٨ -٤٩) به طرح سؤال پرداخته و داد سخن مىدهد. در نتيجه به نظر مىرسد كه در عمل مكاتب فكرى و سياسى مختلف به نوعى به دموكراسى پرداخته و آن را در مكتب خود درونى كردهاند و واژگان مركب فوق ماحصل درونىسازى دموكراسى در مكاتب مختلف يا پرداختن به دموكراسى در اين مكاتب بوده است.
اينكه اسلامگرايان ايران به جاى استفاده از واژه مركب «مردمسالارى دينى» يا «دموكراسى اسلامى» ترجيح دادهاند از واژه تركيبى بديعى در زبان فارسى يعنى واژه «مردمسالارى دينى» استفاده كنند از جهات مختلف قابل تحليل و توجيه است، از آن جمله است خصوصيت بومىگرايى و استقلالجويى آنها كه ترجيح مىدهند به جاى واژگان لاتين و بيگانه از عبارت اصيل و بومى شده استفاده كنند. يا اينكه آنان