مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٣١
مردمسالارى دينى و تئوكراسى
دكتر بهرام نوازنى[١]
مقدمه
ناآرامىهاى سالهاى واپسين قرن بيستم از منظر تفكر غرب و اروپاييان حايز اهميت است. آنان مىپندارند كشورهاى كمتر توسعهيافته، به سكولاريزهكردن سياست و فرهنگ خويش نيز مبادرت خواهند كرد. اماكشور بهسرعت در حالتوسعه ايران، به جاى اين كار، در يازدهم فوريه سال ١٩٧٩ تسليم انقلاب دينى به رهبرى امام خمينى شد. بلافاصله پس از آن، دولت موقت نيز در اوايل دهه ١٩٨٠ تسليم حكومت سياسى شد كه تغيير و تحولات بسيارى را در عرصه سياستهاى كشور پديد آورد كه مهمترين آن معرفى نظام «جمهورى اسلامى» بود. در چارچوب اين نظام، حكومت، پيوندى جدا ناشدنى با اسلام شيعى دارد. با وجود اين، برداشتهاى متفاوت و حتى مخالف درباره ماهيت واقعى اين نوع حكومت وجود دارد. برخى معتقدند جمهورى اسلامى چيزى جز «تئوكراسى» نيست(Boroumand ,٠٠٠٢) . حال آنكه برخى «ماهيت قانونى و تئوكراتيك» رژيم را به رسميت شناختهاند(Casanova ,١٠٠٢) . گروهى بر اين باورند كه تئوكراسى، به مثابه «حكومت خدا بر روى زمين»، هنوز به طور كامل محقق نشده است و تا قبل از تحقق كامل آن، تئوكراسى مىتواند با هرنوع نظامموقت
[١] عضو هيئت علمى دانشگاه بينالمللى امام خمينى( ره)