مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٨٢
براى راهنمايى فعاليتها را فراهم مىسازد.
از نظر آيزنر تئوريهاى تربيتى اساساً تئوريهاى هنجارى و ارزشىاند كه در آن از روش مباحثه و متقاعد سازى مستدل استفاده مىشود (Eisner , ١٩٧٩) (٢٧). پرات تئوريهاى تربيتى را راهنماى عمل مىداند كه با تئوريهاى محض علمى و نظرى تفاوت دارد (Pratt , ١٩٨٠) (٢٨). هالپين معتقد است كه تئوريهاى تربيتى تئوريهاى ارزشىاند (Valuetheory) كه «چه بايد كردها» را تعيين مىكنند (Halpin , ١٩٥٨) (٢٩). اجمالٌا بايد گفت كه نظريه يا تئورى در تربيت امرى هنجارى، فرهنگ وابسته و بيشتر تجويزى است يعنى مجموعهاى از اصول و روشهايى است كه راهنماى عملاند.
در ادامه سعى خواهد شد تا بر اساس دلالتها و استنباطهاى منطقى بر آمده از انديشه مردمسالارى دينى، «تئورى تربيتى» براى آن اقامه و تدوين گردد تا بر اساس آن بتوان نظام آموزشى جامعه مدنى مردمسالارى دينى را هدايت كرد. چرا كه هر انديشه و نظامى براى موفقيت خود بايستى در زمينههاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، آموزشى و ... به تئورى پردازى و سيستم سازى اقدام كند. امرى كه بدون آن امكان توفيق و تحقق چندانى براى ايدهها، انديشهها و نظامهاى نو و جديد وجود نخواهد داشت.
همانگونه كه گفته شد بر اساس جهتگيرى آرمانى انديشه مردمسالارى دينى، هدف اصلى مدنيت و نظام مردمسالارى دينى فراهم آوردن شرايط لازم براى هدايت و تعالى الهى فرد و جامعه است. تربيت اسلامى نيز در مفهوم كلى آن به معناى فراهم آوردن شرايط لازم براى هدايت و تعالى همه جانبه نسل نو از طريق ارائه آگاهىها و پرورش نگرشها و رفتارهاى لازم در آنان است. از اين منظر بايد گفت كه هدف نظام مدنى مردمسالارى دينى و تربيت دينى يگانه و واحد است به اين معنا كه هر دو داراى هدف و جريانى همسو و مشترك در جهتگيرى آرمانى خود به سوى هدايت و تعالى الهى انسان و جامعهاند. اما هر كدام در چارچوب و مجموعه اقدامات و فعاليتهاى ويژهاى به اين كار مبادرت مىورزند.