مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٨
آنچه كه در عمل باقى مىماند، قلمرو نه چندان وسيعى است كه در درون مرزهاى آن دموكراسى تجلى يافته و امكان تحقق مىيابد.
به نظر مىرسد دموكراسى اوليه و نخستين را گريزى از محدوديتها و قيود نيست؛ يعنى آن رابطه لازم، مطلق و نخستين بين دموكراسى و آزادى در عمل خدشهدار مىشود، خصوصاً در بحث آزادى انتخابكنندگان و انتخابشوندگان. بهياد آوردن اينكه كسانى شانس و امكان بيشترى براى نامزد شدن و نمايندگى دارند كه از موقعيت اجتماعى، مالى، سياسى و ... بهتر و بالاترى برخوردار باشند، براى فهم اين مهم كافى به نظر مىرسد.
اكنون براى ادامه بحث مىتوان اين سؤال را مطرح كرد كه با توجه به اين واقعيات عينى و تجربه شده در تعريف دموكراسى، مراد از مردمسالارى يا دموكراسى در مردمسالارى دينى چه مىتواند باشد؟ قبل از پاسخ به اين سؤال، ارائه تعريفى دقيق و شفاف از دين كه بتواند روشنگر بخش دينى مردمسالارى دينى باشد، ضرورى به نظر مىرسد.
ب) دين
با توجه به ادبيات و واقعيات موجود، تلقى نسبت به دين و تعريف از آن را نيز مىتوان در دو دسته عمده تعاريف حداقلگرا و تعاريف حداكثرگرا جاى داد.
( Scruton, ٢٨٩١: ٩٩٣ )
كسانى داراى تعاريف حداقلگرا از دين هستند كه آن را يك باور و امر صرفاً فردى مى دانند كه به رابطه بين انسان و خدا بازمىگردد. رابطهاى كه در آن باور و اعتقاد به آخرت، پاداش، حساب، جزا و مكافات (عميد، ١٣٦٣، ص ٩٩٤)، رفتار و اخلاقيات فردى خاصى را در انسان برمىانگيزاند. در اين تعريف، دين كيش و آيينى فردى است كه در چارچوب آن و با عمل بدان هر انسانى به تنظيم رابطه شخصى خويش با مبدأ هستى (خداوند) مبادرت مىورزد. در اين تعريف «دين، برنامه بندگى است» (سروش، ١٣٧٨، ص ١٢٤) و نيز «رازآلود و حيرتافكن» (همان، ص ١٢٦) است. در اين