مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٦
را ادر خانه مسكن داد كه زندگى در آن گوارا بود. جايگاه او را امن و امان بخشيد و او را از شيطان و دشمنى ترساند پس شيطان او را فريب داد ... آنگاه خداى سبحان در توبه را بر روى آدم گشود و كلمه رحمت بر زبان او جارى ساخت و به او وعده بازگشت به بهشت را داد آنگاه آدم را به زمين، خانه آزمايشها و مشكلات فرود آورد». (همان)
حضرت با اشاره به نقش وحى و نبوت در هدايت انسان معتقد است رسالت پيامبران در راستاى احياى عقل شر و توانمنديهاى آن بوده و هرگز اعتقاد به دين در رسالت پيامبران زايل كننده عقل بشر نخواهد بود به عبارت ديگر عقل و وحى در يك امتداد و مكمل يكديگرند: «واصطفى من ولده اخذ على الوحى ميثاقهم و على تبليغ الرساله امانتهم ... فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه و ليستادوهم ميثاق فطرته و يذكر هم منسى نعمته و يحتجوا عليهم بالتبليغ و يثيروا لهم دفائن العقول و يرهم آيات المقدره ... و لم يخل اللَّه سبحانه خلفه من نبى مرسل او كتاب منزل او حجه لازمه»؛ «خداوند پيمان وحى را از پيامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند .... خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود هر چند گاه متناسب با خواستهاى انسانها، رسولان خود را پى در پى اعزام كرد تا وفادارى به پيمان فطرت را از آنان باز جويند و نعمتهاى فراموش شده را به ياد آورند و با ابلاغ احكام الهى حجت را بر آنها اتمام نمايند و توانمنديهاى پنهان شده عقلها را آشكار سازند و نشانههاى قدرت خداوند را معرفى كنند ... خداوند هرگز انسانها را بدون پيامبر يا كتابى آسمانى يا برهانى قاطع يا راهى استوار نساخته است». (همان)
حضرت با چنين نگرشى نسبت به نحوه خلقت انسان و هدايت او بشر را موجودى مختار و صاحب اراده مىداند. ايشان در پاسخ به سؤال يك شامى كه پرسيد آيا رفتن ما به شام قضا و قدر الهى است پاسخ دادند: «و يحك! لعلك ظننت قضا و قدراً حاتماً! و لو كان ذلك كذلك لبطل الثواب و العقاب و سقط اوعد و الوعيد، آناللَّه امر عباده تخييراً»؛ «واى بر تو قضا لازم و قدر حتمى راگمان كردهاى؟
اگر چنين بود، پاداش و كيفر و بشارت و تهديد الهى، بيهوده بود. خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالتى كه اختيار دارند». (نهجالبلاغه، حكمت ٧٨)