مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢
همين اسلام و تشيع بهصورتى امروزين و در زبان قانون، سياست و حكومت در تلفيق با شيوه مردمسالارى در حكومت به الگويى نوين تبديل شده است كه از آن با عنوان مردمسالارى دينى ياد مىشود. مردمسالارى ايران و هيچ جامعه اسلامى ديگر نمىتواند دينى نباشد. اگر قرار باشد مردمسالارى به كشورهاى اسلامى راه يابد و مبناى عمل در حكومت قرار گيرد حتماً بايستى دينى باشد، در غيراينصورت همانى خواهد شد كه امروزه در جهان اسلام شاهد آنيم. در جهان اسلام مردمسالارى نمىتواند منكر اين شود تا چه رسد به اين كه بخواهد دين را بهعنوان عنصرى مزاحم كنار گذارد. شايد مسيحيت عنصر مزاحمى براى مردمسالارى در اروپا و غرب بوده و كنار گذاشته شده است، ولى اسلام اينچنين نيست. تجربه گذشته جوامع اسلامى نيز نشان داده است كه هر اقدامى براى حذف اسلام از زندگى عمومى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى انسانها محكوم به شكست بوده است.
آزموده را باز آزمودن خطاست و خلاف عقل و منطق انسانى، هرچند كه احياناً منافعى براى غرب ليبرال قدرتمند در آن باشد.
به اين ترتيب مردمسالارى دينى راهى براى امروز و فرداى جهان اسلام در امر سياست و حكومت است. از سويى، گفتن و انتقال اين پيام به برخى از دينداران است كه حكومت در اسلام نمىتواند مردمسالار نباشد و از سوى ديگر روشن ساختن اين نكته براى برخى از باورمندان به مردمسالارى كه جهان اسلام را گريزى از دينى بودن نيست و مجموعه حاضر تلاشى است براى تبيين هرچه دقيقتر و عميقتر اين «مردمسالارى دينى».
مجموعه مقالات پذيرفته شده در نخستين همايش مردمسالارى دينى حول سه محور عمده سامان يافته و بهصورت سه جلد مجزا تقديم حضور مىگردد:
١- جلد اول: ماهيت، ابعاد و مسائل مردمسالارى دينى
٢- جلد دوم: مردمسالارى دينى در قرآن، نهجالبلاغه و سيره امام على (ع)
٣- جلد سوم: پيشينه تاريخى و تجربه مردمسالارى دينى
محمدباقر خرّمشاد
دبير علمى همايش
بهار ١٣٨٤