مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٨
آربلاستر نيز با بيانى ديگر دموكراسى را از ليبراليسم جدا مىداند. به اعتقاد او آزادى فقدان موانع و محدوديتهايى است كه فرد را از آنچه مىخواهد انجام دهد، باز مىدارد، در حالى كه دموكراسى چگونگى انتخاب حكومتهاست. بين اين دو مسئله ضرورتاً پيوندى وجود ندارد. در مقابل ليبراليسم توتاليتار يانيسم قرار مىگيرد و در مقابل دموكراسى خودكامگى، پس اين امكان وجود دارد كه يك حكومت دموكراتيك توتاليتر باشد و يك حكومت اقتدارگرا براساس اصول ليبرالى عمل كند.
اين واقعيت كه حكومتى انتخابى است، فىنفسه مانع از آن نمىشود كه آزادى مردم را محدود كند. (آربلاستر، ١٣٦٨، ص ١١٥)
به اعتقاد سروش نيز يكى شمردن ليبراليسم و دموكراسى، هم جهل به ليبراليسم است و هم جفاى بر دموكراسى. جامعه ليبرال دموكرات جامعه چند بُنى است و اگر چه پايههايش متزاحم نيستند، متلازم هم نيستند و منطقاً انفكاك برخى از برخى ديگر ممكن است. (سروش، ١٣٧٦، ص ٣٠٨)
ب) در باب" دين"
در اينجا تنها به يك گزاره درباره دين اشاره مىكنيم.
گزاره دهم: دين قرائتهاى مختلفى دارد.
علاوه بر قرائتهايى همچون قرائت عرفانى از دين، برخى قرائتهاى دينى صبغه فلسفى دارند و برخى ديگر صبغه فقهى.
در خصوص سياست، اين دو نحله در قالب فلسفه سياسى و فقه سياسى متجلى مىشوند. در خود فقه سياسى نيز قرائتهاى مختلفى وجود دارد كه به دو گروه نظريههاى مشروعيت الهى بلاواسطه و نظريههاى مشروعيت به واسطه يا نظريههاى الهى- مردمى قابل تقسيم مىباشند.
مشروعيت در نظريههاى گروه اول تنها از جانب خداوند تأمين مىشود، هرچند هر حكومتى در مقام تحقق به آرا يا رضايت مردم نياز پيدا مىكند. برعكس، نظريههاى دسته دوم تركيبى از مشروعيت الهى و مردمى هستند و حتى در اين مقام نيز به رأى مردمنياز دارند. مهمترين نظريههاى دسته اول در حوزه فقه سياسى شيعه