مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٠٨
كه در تاريخ اروپا رايج بوده، در ميان مسلمين ناشناخته است و به هر حال هيچگونه نظايرى از طرد و اخراج يهوديان چنانكه در آلمان، اسپانيا، فرانسه، انگلستان، رومانى و لهستان به اجرا درآمد، وجود نداشته است. بردبارى مسلمين نسبت به ساير مذاهب بزرگ ممكن است به الزامات اخلاقى دموكراسى مستقيما مربوط نبوده باشد ولى به عنوان يك سابقه عينى تاريخى، مخصوصا وقتى كه به كردار پيامبر و خلفاى راشدين افزوده شود، يك حجت فرعى انگيزنده به سود مسلمانان دموكرات عليه طرفداران عدم تساهل، فراهم مىكند.» (عنايت، ١٣٦٢، صص ١٧٣- ١٧٢)
نويسندگانى مانند ويل دورانت (مطهرى، ١٣٧٢، ص ١٢٦) و زرينكوب (كارنامه اسلام، صص ٢٥- ٢١) بر اساس مستندات تاريخى نشان مىدهند كه اساسا علت گسترش تمدن اسلامى تسامح و احترام اسلام و مسلمين نسبت به عقايد ملتهاى مختلف بوده است.
به عنوان نمونه امام على (ع) در دوران خلافت خود براى مخالفان، آزادى بيان قايل بود و اجازه مىداد مخالفان سخن خود را بيان كنند و آن حضرت با آنان به گفتگو مىپرداخت تا از راه بحث و مناظره به خطاهاى خود پى ببرند. به طور مثال، پس از اعلام رأى حكمين، خوارج با شعار هميشگى خود در مسجد بزرگ كوفه و سطح شهر به تبليغ مىپرداختند و امير مؤمنان (ع) را كافر خطاب مىكردند. آن حضرت با بردبارى و سعه صدر و مدارا با آنان رفتار كرد و رهبران خوارج را نزد خود خواند و به آنان فرمود: سه حق مسلم شما نزد ما محفوظ است: هرگز شما را از اقامه نماز در مسجد و از شركت در اجتماعات منع نمىكنيم. حقوق شما را از بيتالمال تا هنگامى كه با ما هستيد مىپردازيم. تا به روى ما شمشير نكشيد هرگز به جنگ شما اقدام نخواهيم كرد. (تاريخ طبرى، الجزء الرابع، ص ٥٣)
مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب مىنويسد: «در چنين دنيايى كه اسير تعصبات دينى و قومى بود اسلام نفخه تازه يى دميد. چنانكه با ايجاد دارالاسلام كه مركز واقعى آن قرآن بود- نه شام و نه عراق- تعصبات قومى و نژادى را با يك نوع «جهان وطنى» چاره كرد و در مقابل تعصبات دينى نصارا و مجوس، تسامح و تعاهد با اهل كتاب را توصيه كرد و علاقه به علم و حيات را ... اين تسامح نسبت به «اهل كتاب» كه نزد مسلمين اهل ذمه و معاهد خوانده مىشوند مبتنى بر يك نوع