مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٨
خدا براى من بر شما به خاطر اينكه مديريت جامعه شما را سرپرستى مىكنم حقى قرار داد و متقابلًا براى شما هم بر عهده من همانند آن حقى كه من بر شما دارم نيز حقى قرار داده است. حق مفهومى است كه در مقام توصيف گسترده است و در مقام انصاف دقيقترين نكات است هيچ صاحب حقى نيست مگر اينكه بر عهده او حقى است هيچ متعهدى نيست مگر اينكه براى او حقى ثابت است.
از سيصد سال گذشته در غرب ديدگاه انديشههاى سياسى نسبت به موقعيت مردم در حكومت رو به تحول گذاشت تا آن روزى كه شعار مردمى بودن حكومتها دموكراسى غربى در دنياى سياست طنينانداز شده است براى نقش مردم در حكومت سه راه پيشبينى شده كه در هر يك از آنها چالشهاى عميقى است كه تحقق نقش مردم در حكومت از طريق آن راهها با ترديد روبهرو شده است.
١- وجود احزاب در ميان مردم وسيلهاى براى انتقال نظريات و خواستههاى مردم به جريان تصميمگيرى حكومت پيشبينى شده است در حاليكه در كشورهاى تك حزبى حزب دلال تحميل و توجيه سياستهاى حكومتى بر مردم به صورت از بالا بپايين است. در كشورهايى كه احزاب مختلف در صحنههاى رقابت سياسى فعاليت مىكنند در صورتى حزب ابزار ارتباط مستقيم مردم با حكومت است كه اولًا آن حزب نسبت به همه افراد يا اكثريت افراد كشور فراگير باشد ثانياً تريبون حزب در اختيار عموم اعضا قرار گيرد. ثالثاً تصميمگيريهاى اصولى و اساسى حزب در مجمع عمومى انجام گيرد. اينجا مىشود حزب را جريان ارتباط مستقيم مردم با حكومت قرار داد.
ژان بلاندل مىگويد: اگر حزبى بزرگ باشد اگر بخواستههاى حداقل اكثريتى از مردم نزديك باشد، اگر حكومت برخاسته از آن حزب باشد ارتباط ميان مردم حكومت را مىتوان مستقيم قلمداد كرد». (حكومت مقايسهاى، ص ٤٨٠)
ولى در تجربه سيصدساله دموكراسى غرب وجود چنين حزبى با اين خصوصيت در كشورى سابقه نداشته است.
٢- در برخى از كشورها و به ميزان فزاينده حداقل در غرب ساز و كارهايى