مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٧٩
مضافاً اينكه مردمسالارى چيزى بيش از يك نظام حكومتى است. مردمسالارى يك فرهنگ و شيوه اساسى زندگى است. از نظر ديويى مردمسالارى در سرزمين هايى به نابودى گراييد كه تنها طبيعتى سياسى داشت و به زندگانى عمومى مردم راه نيافت. يعنى مردمسالارى تنها محدود به گزينش نمايندگان و ستيزههاى حزبى شد (١٦). بديهى است كه مردمسالارى اگر به منش و شيوه زندگى يا به فرهنگ تبديل نگردد، ناپايدار خواهد بود.
در زمينه فرهنگ سازى، مدارس مىتوانند به دانش آموزان فرصت مشاركت دموكراتيك داده تا منش و شخصيت آنان به خوبى در فضاى مبتنى بر ارزشهاى مردمسالار شكل گيرد و آنان از طريق اين محيط كوچكبه عضويت اجتماع بزرگتر در آيند.
انديشه و نظام مردمسالارى دينى
انديشه مردمسالارى دينى برگرفته از ديدگاه سياسى امام خمينى (ره) به عنوان بنيانگذار تفكر و جامعه جديد مدنى در ايران است. از منظر اين انديشهنگرش و تعريف خاصى نسبت به سياست، اهداف حكومت، نقش مردم و ... مطرح شده است كه در ادامه اجمالًا مورد بررسى قرار مىگيرد.
از نظر امام خمينى (ره) سياست «جزء لاينفكى از نظام فكرى و جهانبينى اسلامى» است. از نظر ايشان سياست به معناى راهبرى انسان و جامعه در مسير هدايت الهى است (١٧). در اين معنا سياست و حكومت و نظام مدنى اسلام تنها وسيلهبراى هدايت و راهبرى انسان به سوى خداوند است كه حق، عدالت و هدايت محور اساسى آن را تشكيل مىدهد. بر اين اساس آرمان و نقش نظام مدنى و سياسى اسلام اساساً نقشى «هدايتى و تربيتى» است.
امام خمينى (ره) قائل به تلفيق و آميختگى ذاتى سياست، مدنيت و ديانت بود (١٨). از نظر ايشان احكام اسلامى تا ابد باقى و لازم الاجر است كه در غير اين صورت اهداف اسلام محقق نخواهد شد. از ديدگاه امام خمينى (ره) «لزوم حكومت