مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٣
مردمسالارى دينى: به سوى يك گفتمان مسلط
در شرايط كنونى، اگر بپذيريم كه براى مسلط كردن و نهادينه كردن يك گفتمان؛ اولًا: مىبايد كانون دقيق و عناصر آن را تعريف كرد؛ ثانياً: مىبايد بدان قابليت استفاده شوندگى و در دسترس بودن (كارآمدى) بخشيد و ثالثاً مىبايد تمهيدات مستمرى براى كسب مشروعيت و مقبوليت آن انديشيد در اينصورت خواهيم پذيرفت كه نهادينه شدن مردمسالارى دينى جزء در پرتو ارائه تعريفى عملياتى و منشور و تئورىاى راهنماى عمل و فراگير، مجال تولد و تحقق نمىيابد. به بيان ديگر، در شرايطى كه منطق، بازيهاى زبانى متمايز و خرده گفتمانها، اراده خود را بر تمامى مناسبات و ملاحظات انسانى، معرفتى و اجتماعى تحميل كرده است، صرفاً زمانى مىتوان به نشت و رسوب و مسلط شدن يك گفتمان اميد داشت كه نه تنها در عرصه نظرى، بلكه در عرصه عملى نيز بتواند گوى مشروعيت، مقبوليت وكارآمدى را از ديگران ربوده و به تنها بازى مؤثر در شهر تبديل شود. بديهى است در فرآيند نهادينه شدن اين گفتمان، مردمسالارى دينى، حاملان وعاملان آن، از جايگاه و منزلت بس رفيع و تعيينكنندهاى برخوردار هستند. اگر حاملان اين گفتمان:
درك و برداشت مشخصى از مردمسالارى دينى داشته باشند؛
٢) توان عملياتى- اجرايى كردن آن را داشته باشند؛
٣) اراده معطوف به آگاهى را پشتوانه هژمونيك كردن صحيح آن كنند؛
٤) خود به مثابه تجسم و تجلّى عملى تحقق هنجارها و ايستارهاى مردمسالارى دينى رفتار نمايند؛
٥) ساحت لطيف گفتمان مردمسالارى دينى را به آلايندههاى زمخت سياسى- جناحى خود آلوده نسازند؛ مىتوانند به عنوان مؤثرترين عوامل در تعريف، تقرير و نهادينه كردن اين گفتمان تثبيت شوند.
براى هموار كردن راهى جهت انديشيدن در اين عرصه، در بُعد نظرى پيشنهاد مىكنم بپذيريم كه:
١) يك گفتمان (نظام) مردمسالارى دينى، مجموعهاى از قراردادهاى زبانى