مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨
دوران سعات ورفاه اقتصادى و از نظر سياسى دوران حكومت عقل، مديريت، تخصص و پايان گرفتن تشنجهاى سياسى اجتماعى و از ديد منتقدين ليبرال دموكراتيك، دوران اسارت و از خود بيگانگى انسان و در نتيجه بىتفاوتى انسانها به مسائل سياسى و امور عمومى و از بين رفتن مشاركت آگاهانه و بالتبع پوچى و زوال درونى اين نظامها بود.
امروزه در نظامهاى ليبرال دموكراسى، مشاركت افراد در امور سياسى، ضعيف و محدود يا بىمحتوا و صورى و با بىتفاوتى تودهها همراه شده است. روند اتمى شدن(Alomisation) جوامع صنعتى و تنهايى انسان، نتيجه منطقى ايدئولوژىزدايى، رفاه و ديوانسالارى و سكولاريسم افراطى اين نظام است.
امروزه ليبرال دموكراسى علاوه بر انعزال سياسى تودهها، با كاهش قدرت پارلمان، تبديل احزاب به بنگاههاى تجارى، كاهش نقش اپوزيسيون و بسترسازى مناسب براى ظهور توتاليتاريسم مواجه است و بىدليل نيست كه عدهاى صحبت از" فروپاشى الگوى اجتماعى دموكراتيك" (پيران، ١٣٧٤، ص ٧) مىكنند.
از سوى ديگر، اعتقاد به نسبيت اخلاق و انسانمدارى، به وضعيت بحرانهاى ليبرال دموكراسى دامن زده است. به قولى: «آنگاه كه مردم باور خود را نسبت به اصول اخلاقى از دست بدهند يا به گفته سوركين وقتى تمدنها از پويايى فرهنگى بازمانند دوران تباهى فرا رسد. لذا زوال دموكراسى و كاهش اعتبار دموكراسى غربى موضوعى نيست كه منحصر به كشورى خاص باشد. امروزه، هم اصول دموكراسى ليبرال مورد ترديد قرار گرفته و هم مشاركت مردم كه يا دچار بىعلاقگى مىشوند يا تحت تأثير عوامل غير سياسى مانند فوتبال، تبليغات سينما و غيره، چهرههاى عمومى را بر چهرهها و نيروهاى سياسى ترجيح مىدهند». (نقيبزاده، ١٣٧٣، ص ٣٥)
به نظر مىرسد كه ارزش" اعتماد" به عنوان يك سرمايهگرانبهاى اجتماعى و اقتصادى در جوامع غربى ليبرال رو به كاهش است، اين در حالى است كه بسيارى از متخصصان غربى در صدد احياى اين ارزش در جوامع خود هستند.
از جمله صاحبنظرانى كه در اين زمينه قلم زدهاند فرانسيس فوكوياما (شارح نظريه