مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٩٥
عبدالرحمن عالم درباره ناشايستيهاى دموكراسى مىنويسد: «در دموكراسى شكل نظام سياسى دموكراتيك است اما محتواى آن حكومت ثروتمندان و توانگران است، رأى كالايى قابل فروش شده است و برنده مزايده مىتواند آن را خريدارى كند، آشكارا عدهاى ثروتمند، بازرگانان يا سرمايهداران بزرگ آن را مىخرند و در نهايت حكومتها را در اختيار مىگيرند. ماركسيستها دموكراسى آمريكا را دموكراسى پرستش دلار ناميدهاند ... كارلايل دموكراسى را حكومت فرصتطلبان و شارلاتانها ناميد. يك منتقد، دموكراسى را حكومت سياستمداران توسط سياستمداران براى سياستمداران توصيف مىكند». (عالم، ١٣٧٨، صص ٣٠٥- ٣٠٤)
و سخن جالبتر و وزينتر را دايرةالمعارف انگليسى دموكراسى نوشته است: «در نزد خرد جمعى و در مباحث سياسى اهل تحقيق مفروض آن است كه دموكراسى و كاپيتاليسم با يكديگر پيوند نزديكى دارند و بواقع آن دو به عنوان دو جنبه اقتصادى و سياسى همسان [همسنگ] و زير بنايى براى هر نظام اجتاعى- اقتصادى به شمار مىآيند، گونههاى جديد دموكراسى، به لحاظ تاريخى، با ظهور كاپيتاليسم در ارتباط مىباشند».(Routledge ,٥٩٩١ :٧٦١)
بارى، بگذاريم از كسانى كه شايد به علت تعلق خاطر وافر به آرشيوهاى غرب نمىتوانند در دنيا افتخار ايراد كلامى جديد و طرحى نوين را از آن خود سازند، اما مسلمين عموماً مىتوانند با توجه به معايب ذاتى و عرضى دموكراسىهاى غير دينى، با صلابت و جلادت و با اتكا به سرمايههاى وحيانى تحريف ناشده خود، محتوايى را به دنياى دموكراسى ارمغان بخشند كه عارى و برى از هر عيب ذاتى يا عارضى باشد.
اجماع
مىتوان از اجماع به عنوان يكى از مبانى اسلامى مردمسالارى دينى نام برد. اما اجماع بهطور دقيق داراى چه مفهومى است و چگونه مىتوان آن را يكى از مبانى مردمسالارى دينى شمرد؟ ديدگاه، اسپوزيتو و وال چنين است: «در دورانجديد، متفكران مسلمان، مفهوم اجماع رابا امكانات جديدى به كار بردهاند و آن را از حالت ايستايى خارج كردهاند. حميداللَّه اجماع را به عنوان برخوردارى از امكانات