مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٠
گزاره دوازدهم: دين را مىتوان در مقابل شاخصهاى دموكراسى ظرفيتسنجى كرد.
هر چند دين از مقوله سنت است و در بدو امر نسبتى با دموكراسى مدرن ندارد، ولى اين امر مانع از آن نمىشود كه بتوانيم دين را در برابر شاخصهاى دموكراسى (گزاره پنجم) ظرفيت سنجى نماييم. به هرحال دين- و به تعبير دقيقتر قرائتهاى دينى (گزاره دهم)- ممكن است به شكلى برخى از شاخصهاى دموكراسى را برتابند (يا برنتابند). اين امر در مقايسه قرائتهاى مختلف از دين را به شكل مشخصترى نشان مىدهد. به طور مثال نظريه وكالت بيش از نظريه انتخاب و نظريه انتخاب بيش از نظريههاى نصبى مىتوانند شاخصهاى دموكراسى را برتابند. (ر. ك. به: حقيقت، ١٣٨١)
گزاره سيزدهم: دين و دموكراسى يك نسبت ندارند.
اگر گزاره دوم، سوم و دهم مقبول افتند نبايد انتظار داشت در پاسخ به سؤال نسبت دين و دموكراسى تنها يك جواب دهيم. چون دموكراسى داراى معانى و انواع مختلفى است و چون قرائتهاى گوناگونى از دين وجود دارد، ماتريسى از نسبت آن دو مىتوان ترسيم نمود و براساس آن به نسبتسنجى تفصيلى آنها پرداخت. پس به جاى سؤال بسيط از نسبت آن دو، بايد به شكل دقيقتر مشخص كنيم كه از كدام معناى دموكراسى و كدام قرائت دينى سخن مىگوييم. برخى معتقدند روايت عرفانى و فقهى و ايدئولوژيك از دين با دموكراسى سازگار نيست، ولى روايت فرهنگى از دين نسبت به شكل حكومت لا اقتضاست. (صالحپور، ١٣٧٣)
گزاره چهاردهم: دموكراسى- لااقل طبق برخى تعاريف- به وصف" دينى" متصف مىشود.
بر اين اساس تركيب دموكراسى دينى، تركيبى غلط يا ناسازوار(Pardoxical) نيست. جوادى آملى نظام دموكراسى را مشركانه مىداند و معتقد است وقتى گستره دينى شرك، قلمرو قوانين جهانى و حقوق بشر باشد، همه جهان به شرك آلوده مىشود (جوادىآملى، ١٣٨١، صص ١١٧- ١١٦). به اعتقاد بشيريه، دموكراسى مفهومى پيچيده و چند بعدى دارد و در عمل نيز اغلب حكومتها برخى از وجوه دموكراسى و برخى از وجوه رژيمهاى غيردموكراتيك (همانند نظامهاى اليگارشى، اشرافى يا حتى مستبد دينى) را تركيب كردهاند. به علاوه پسوندهاى گوناگونى به دموكراسى افزودهاند، مثل دموكراسى ارشادى و دموكراسى دينى. دموكراسىهاى